تبلیغات
 این دامنه ممکن است برای فروش باشد

طراح قالب: ـنقاشـ

 این دامنه ممکن است برای فروش باشد

فقط مرا به مدرسه نفرستند...

جمعه 16 تیر 1396 10:25 ب.ظ
............... اگر می‌شد به عقب برگردم و کودکی دوباره تکرار شود، حاضر بودم همه چیزم را بدهم تا فقط مرا به مدرسه نفرستند و بگذارند دیمی  بار بیایم ...............

تصویر مرتبط
نتیجه تصویری برای ‪lonely girl‬‏
نتیجه تصویری برای ‪Wheat field+girl‬‏
نتیجه تصویری برای ‪Wheat field+girl‬‏
نتیجه تصویری برای ‪Wheat field+girl‬‏
تصویر مرتبط

مهدکودک‌ها و تربیت مدرن...

جمعه 16 تیر 1396 10:21 ب.ظ
نتیجه تصویری برای ‪community‬‏

گسترش روزافزون مهدکودک‌ها نیز در راستای تحقق آرمان‌های دموکراتیک غربی و حفظ آزادی‌های فردی است.

 

دخت ایران - با ظهور زندگی شهری، به مرور تعداد بیشتری از زنان خانه‌دار، از فضای خانه به محیط کار سوق پیدا کردند. خروج مادر یا همسر از محیط خانه به بازار کار باعث ایجاد خلاءهایی در زندگی...

ادامه مطلب
جایگاه‌های آموزش پیش از بنیاد مدارس، بدین قرار بودند:

ـ مکتب برای آموختن، خواندن و نوشتن

ـ مکتب برای آموزش قرآن و مسایل ابتدایی

ـ آموزش ابتدایی در کاخها

ـ کتاب فروشی‌ها

ـ خانه‌های دانشمندان

ـ تالارهای ادبی

ـ بیابان (بادیه)

ـ مسجد
تصویر مرتبط

در نظام آموزشی ایران هرچند که در ظاهر به پرورش تفکر اهمیت داده می‌شود و از اهداف آموزشی به حساب می‌آید ولی در عمل وضعیت به گونه‌ای دیگر است.


مدرسه‌ها، امروزه در ایران با انتقال فراوان مفاهیم تکراری بی‌معنا، فرصت اندیشیدن را از شاگردان گرفته‌اند. در حقیقت نظام آموزشی ایران فقط به کتابهای درسی و حفظ کردن آنها توسط دانش‌آموزان اهمیت می‌دهد. این در حالی است که تنها انتقال اطلاعات برای اندیشیدن کافی نیست. اندیشیدن نیز هدف نیست بلکه وسیله‌ای برای شناخت حقیقی است.

علت اصلی شکست و ناکامی بیشتر معلمان در برابر نوآوری‌های آموزشی به‌ویژه پرورش تفکر، باورهای غلط و از پیش‌ساختهٔ آنان است. مثلاً معلمان به جای اینکه روش آموختن و اندیشیدن را به شاگردان بیاموزند، آنان را در مقابل دانسته‌ها و واقعیت‌های علمی قرار می‌دهند. به عقیده جروم برونر مهم نیست که شاگردان چه می‌آموزند بلکه مهم این است که چگونه می‌آموزند.

ویژگی‌های کتاب درسی

جمعه 16 تیر 1396 09:56 ب.ظ
undefined

1. مطالب و فعالیت‌های پیشنهادی در کتاب درسی باید بر اساس برنامه‌ی مشخص و هدف‌های آموزشی معینی باشد . 
 2. توالی مطالب باید در یک خط سیر مشخص و به صورت منطقی و با توجه به یادگیری‌های پیشین دانش‌آموزان باشد .
 3. به پروراندن مفاهیم بنیادی و روش‌ها به جای انتقال انبوه واقعیت‌ها و یافته‌های علمی توجه ویژه داشته باشد .
4. مطالب عرضه شده باید با گروه سنی و توانایی ذهنی دانش‌آموزان متوسط کلاس سازگاری داشته باشد و فرصت‌هایی متعددی را برای دانش‌آموزانی که توانایی‌های متفاوتی دارند، فراهم کند . 
 5. مطالب و فعالیت‌های پیشنهادی باید روی انگیزش و تحریک حس کنجکاوی توجه زیادی داشته باشند . 
 6. مطالب کتاب یا طرح درس باید به درگیری مستقیم دانش‌آموزان در تجربه‌های یادگیری توجه داشته باشد و آنان را فعال کند . 
7. مطالب و فعالیت‌های پیشنهادی باید زمینه‌ها و صحنه‌های مناسبی برای پرورش نگرش‌ها و رفتارهای مطلوب انسانی فراهم کند . 
8. پرسش‌ها و تمرین‌ها باید در راستای ارزشیابی قلمرها و سطح‌ها متعدد تفکر انسانی هم‌چنین ارزیابی ارزش‌ها، نگرش‌ها و مهارت‌های کاربردی باشد .
9. مطالب و فعالیت‌های پیشنهادی تا اندازه‌ای با زندگی روزانه و محیط اجتماعی ربط داشته باشند .
10. متن آموزشی به اندازه‌ی کافی از فعالیت‌های عملی برخوردار باشد .
11. فعالیت‌های عملی باید با وسایل و ابزار ساده و در دسترس انجام‌پذیر باشد .
12. فعالیت‌های عملی باید در راستای رسیدن به مفاهیم جدید باشد نه در راستای تصدیق گفته‌های پیشین کتاب یا رسانه‌های دیگر .
 13. فعالیت‌های عملی باید در راستای پرورش مهارت‌های عملی باشد نه شرح و مروری بر فعالیت‌های عملی دیگران  .
  14. کتاب درسی، طرح درس یا هر رسانه‌ی آموزشی دیگر باید به زمان لازم برای آموزش کامل درس توجه کند .
15. در مطالب و فعالیت‌های پیشنهادی باید به سلامتی و آسایش روحی دانش‌آموزان توجه شده باشد .
16. مطالب و شیوه‌ی مطرح‌کردن آن‌ها باید جدید، پیشرفته و تحول‌یافته باشد .
 17. کتاب باید فرصت‌هایی برای فعالیت فرابرنامه و بیرون از کلاس فراهم سازد .
18. کتاب درسی یا هر رسانه‌ی آموزشی عمومی باید به گونه‌ای باشد که پاسخ‌گوی نیازهای گروه‌های متفاوت مردم در جاهای گوناگون کشور باشد .
19. محتوای کتاب باید توجه دانش‌آموزان را به اهمیت بررسی‌های مقداری و لزوم دسترسی به دلایل و منابع متعدد جلب کند .
20. ویژگی‌های ظاهری کتاب باید جالب و متناسب با سن دانش‌آموزان باشد .

چگالی مفاهیم در کتاب درسی 

حجم کتاب‌های درسی خارجی در همه‌ی دوره‌های تحصیلی از ابتدایی تا پیش‌دانشگاهی، چندین برابر حجم آن‌ها در ایران است. برای مثال، تعداد صفحه‌های کتاب‌های دوره‌ی متوسطه که بیش‌تر در قطع بزرگ رحلی هستند، به طور معمول از 500 صفحه و 600 صفحه بیش‌تر است. البته، دانش‌آموزان مطابق برنامه، روش و هدف‌های خاص مسیر انتخابی خود، چنین کتابی را به عنوان مرجع و منبع مهم به کار می‌برند و هرگز آن را کتابی مقدس نمی‌دانند که باید تمام محتوای آن را آموخت و به خاطر سپرد. 
  اما یک دلیل و یک پی‌آمد برای گرفتاری بزرگ دانش‌آموزان ایرانی در دل‌زدگی از کتاب درسی و دشواری آموختن آن، فشردگی مطالب و به کار بردن روش ایجاز و اختصار در بیان مسائل و مفاهیم علمی است که به گسترش پدیده‌های ناهنجار معلم خصوصی، کلاس‌های تقویتی، گسترش روزافزون انتشار کتاب‌های چهارگزینه‌ای بازاری انجامیده است. کاهش حجم کتاب درسی [که اغلب پی‌آمدی از فشارهای اجتماعی و بار اقتصادی است] موجب افزایش چگالی مفاهیم و دشوارشدن درک محتوا برای همگان است.   





#شهید_آوینی / شیوه‌ی بنیادین کار این مؤسسات غربی تبلیغات تجاری بر فرمول معروفی که #هیتلر در کتاب خود «نبرد من» در مورد #پروپاگاند مطرح کرده است، استوار است: «وقتی می‌خواهید جامعه‌یی را به سوی چیزی بکشید، حیوانی‌ترین و پست‌ترین #غرائز او را آماج و نشانه‌ی' پروپاگاند یا تبلیغات خود قرار دهید. غده‌ی آب دهان او را برای آگهی یک‌' کنسرو و غریزه‌ی جنسی او را برای آگهی یک جوراب یا یک اتومبیل آخرین سیستم، #تحریک کنید.»

سرویس اقتصاد کلان -

محسن جلال‌پور رئیس سابق اتاق‌ ایران با یک محاسبه ساده و بیان دو روایت متفاوت، سود بانکی بالا را اشکال بزرگ اقتصاد‌ ایران می‌داند.

روایت اول: عارضه سود بالای بانکی

آقای «ایکس» درست زمانی که دکتر روحانی داشت کابینه‌اش را در مرداد ۱۳۹۲ می‌چید، یک میلیون دلار سرمایه وارد ایران کرد. او قصد داشت این سرمایه را در کار تولید به کار گیرد.

سرمایه دلاری‌اش را به قیمت روز به ریال تبدیل کرد و سه میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان گرفت. کل سرمایه‌اش را در بانک‌ها سپرده کرد و امروز پس از چهار سال حدود ۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان از نظام بانکی ما دریافت کرده است.

چنانچه این مبلغ را به دلار تبدیل کرده و قصد داشته باشد سرمایه‌اش را از ایران خارج کند، امروز می‌تواند مبلغ ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار از ایران خارج کند. به این معنی که سپرده‌گذاری آقای ایکس در بانک‌های ایران طی چهار سال چیزی حدود ۱۳۰ درصد برای او عایدی دلاری داشته است؛ یعنی به‌طور متوسط هرسال ۵/ ۳۲ درصد.

اگر همین مقدار پول را در اروپا سرمایه‌گذاری می‌کرد، احتمالا سالی ۵/ ۲ درصد بیشتر عایدی نداشت. جزو معدود کشورهایی هستیم که سالانه بیش از ۲۰ درصد سود ارزی را نصیب سپرده‌گذار می‌کنیم و آقای «ایکس» در هیچ کجای دنیا نمی‌توانست بدون کوچک‌ترین فعالیت اقتصادی این همه سود از بدنه اقتصاد ایران به جیب بزند.

این روایت، گزارش یک اشکال در ساختار پولی کشور است. در چهار سال گذشته، سپرده‌گذاری در بانک‌ها جزو سود‌آورترین فعالیت‌های اقتصادی در کشور بوده است.

بازدهی بالای سپرده‌گذاری در بانک‌ها انگیزه و رغبت سرمایه‌گذاری در دیگر بخش‌های اقتصاد‌ ایران را گرفته است. بالا بودن نرخ سود نه فقط برای کل اقتصاد کشور که برای نظام بانکی هم مشکلات زیادی ایجاد کرده است. اشکال بزرگی که امروز اجازه نمی‌دهد اصلاحات مورد نظر سیاست‌گذار پولی در نظام بانکی به سرانجام برسد.

روایت دوم:کارخانه‌داری که به خاک سیاه نشست

یک روز که برای حضور در نشست شورای پول و اعتبار به بانک‌ مرکزی رفتم، یکی از قدیمی‌ترین و سرشناس‌ترین اعضای اتاق را مقابل در ورودی بانک مرکزی دیدم. با این فکر که احتمالا ایشان منتظر کسی هستند، پیاده شدم تا حال و احوالی بپرسم. بعد از احوال‌پرسی، پرسیدم این‌جا چه می‌کنید؟ گفتند منتظر شما بودم. تعجب کردم و با ابراز شرمندگی گفتم چرا با دفتر هماهنگ نکردید؟ گفتند:نمی‌خواستم در اتاق، شما را ملاقات کنم.

ایستاده به حرف‌های ایشان گوش کردم و بعد از مدتی احساس کردم نه ایشان و نه من، توان مکالمه سر‌پایی نداریم و خواستم که درون ماشین به صحبت‌ها ادامه بدهیم و ایشان هم خواستند تنها باشیم. از راننده خواهش کردم ما را تنها بگذارد.

ماجرا از این قرار بود:

یک‌سال پیش از این دیدار، مدیر یکی از موسسه‌های مالی و اعتباری، سراغ این تولید‌کننده محترم می‌رود و پیشنهاد می‌کند اگر ایشان مبلغ قابل توجهی در این موسسه سپرده‌گذاری کند، سالانه ۳۲ درصد سود دریافت خواهد کرد.

مدیر موسسه قول می‌دهد سود را ماهانه به حساب ایشان واریز کند و حتی بابت سود ماهانه هم سود ۳۲ درصدی به ایشان پرداخت شود. مرد محترم این سرگذشت که بیش از ۵ دهه در کار تولید و صادرات بوده، خام این پیشنهاد می‌شود تا خودش را از گرفتاری‌های تولید رها ‌کند. او که از فراز و نشیب‌های صنعت‌گری خسته شده، زمین و ماشین‌آلات کارخانه‌اش را می‌فروشد و پس از تسویه‌حساب با کارگر و کارفرما، پولش را در این موسسه سپرده می‌کند.

یک سال و اندی می‌گذرد و مرد سرگذشت ما با محاسبه سودی که به سپرده‌اش تعلق گرفته، حالا بیش از ۷۰ میلیارد تومان از موسسه مالی و اعتباری طلبکار است.

دردناک‌تر از همه این‌که او به کارگران و کارمندان بازخرید شده‌اش توصیه می‌کند پولشان را در همین موسسه سپرده کنند و آن‌ها هم بهره‌ای ببرند. تعداد زیادی از اطرافیان ایشان هم با چنین نیتی دارایی خود را در این موسسه سپرده می‌کنند و گرفتار می‌شوند.

حالا او مانده و بر باد رفتن عایدی نیم‌قرن تلاش و کوشش او که معلوم نیست چگونه و چه زمانی به دستش برسد.

 

 

منبع: روزنامه دنیای اقتصادhttp://tejaratnews.com/money-and-capitall