طراح قالب: ـنقاشـ

 این دامنه ممکن است برای فروش باشد

آیا با آموزش و تحصیل فرزندان در خانه به جای مدرسه موافقید؟

http://www.askdin.com/showthread.php?t=43914&page=6


سلام قبول دارم که سیستم آموزش و پرورش ما خیلی داغونه. ما قصد نداریم انسان بسازیم بلکه قصد داریم موجوداتی بسازیم که برای دریافت یک تکه کاغذ حاضرند شب و روز خود را کار کنند و انسانیت خود را بدهند تا آن را دریافت کنند. حتی معلمان بیشتر ازکنکور چیزی در حوزه تخصصی خود نمی بینند.اما این که بچه ها را در منزل درس بدهیم به دلایلی که گفتند امکان پذیر نیست.

البته حسن درس خوندن توی خونه اینه که ما توخونه باکفش تو صورت بچمون نمیزنیم یا ازش سواستفاده نمیکنیم یاچک افسری بهش نمیزنیم بچه خاهرم تویه پیش دبستانیه غیر انتفاعی درس میخونه بهترین وگرون ترین ومعروف ترین مدرسه ی شهرمون بارها تهدید به کتکت خوردن وحبس در انباری شده توسط معاون مدرسه 

با وجود این که سیستم اموزشی ما تعریف نداره 
 حتی بچه با مدرسه رفتن بی ادب هم میشه چون کم کم فحش یاد میگیره 
 ولی با این حال مدرسه بهتر از خونست چون بچه اجتماعی تر میشه 
 تو مدرسه رقابت میکنه 
 تشویق میشه 
 تنبیه میشه 
 و ممکنه حرفی رو که معلمش میگه رو بیشتر از حرف مامانش یا باباش قبول کنه 

درود
 به نظرم تا حدی کار درستیه،تنها مشکلش اینه که ممکنه فرزندمون اجتماعی بار نیاد
 بنده خودم معلمی هم میکنم،دیدم همچین اشخاصی رو که توی خونه درس میخونن ولی درسشون از خیلی از بچه ها قوی تره
 خوبی هایی که این آموزش داره اینه که میشه روی درس های مهمتر و نقاط ضعف فرزند بیشتر کار کرد و با یک برنامه و مشاور درسی خوب،فرزندمون رو در زمینه ی درسی قوی کنیم،ولی همزمان هم باید حواسمون باشه که بچه مون اجتماعی بار بیاد و توی جامعه باشه و از شرایط جامعه مطلع باشه
 بنده خودم یه نفرو میشناسم توی خونه درس میخوند چندسال،نقره ی المپیاد فیزیک و رتبه ی تک رقمی کنکور رو گرفت
 ولی نکته ای رو که باید توجه کرد اینه که والدین نباید به بچه درس بدن و باید برای بچه شون معلم خصوصی و کلاس آنلاین و ... بگیرن


سلام دوستان.ب نظر من یک اشتباه محض بخوای بچه تو خودت تربیت کنی ب جای مدرسه ... ولی میتونین کنار مدرسه یه سری کلاسایه فوق برنامه واسش بذارین ک اونجور دوس دارین بزرگ بشه و همچنین البته تویه مشهد یه تشکل درست شده ک تویه مسجد ب بچه ها درس میدن و آخر سال هم با آموزش پرورش هماهنگ کردن و امتحان میگیرن و مدرک هم میدن همه مقاطع رو هم دارن... اینم خوبه و در کنار درس هم بهشون قرآن و چیزایه دیگه یاد میدن ... ولی تویه خونه رو من قبول ندارم ... موفق باشین 

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته،
 از اطلاع‌رسانی‌اتان در مورد آن تشکل در مشهد خیلی ممنونم،  ایشان می‌توانند الگوی خیلی خوبی برای شروع یک حرکت جهادی در راستای اصلاح وضعیت آموزشی و مهم‌تر از آن پرورشی کشور باشند، حداقل ایشان یک گام بلند از حقیر و امثال حقیر جلوتر هستند، بیشتر ممنون می‌شوم اگر بتوانید اطلاعات بیشتری از آن تشکل را بیان کنید یا نامی نشانی آدرسی چیزی از ایشان را معرفی نمایید که بتوان با ایشان ارتباط گرفت و از تجربیاتشان استفاده نمود. کاری مشابه کار ایشان را حقیر هم به دنبال ایجادش هستم اگر خداوند بخواهد و توفیقی حاصل گردد. 
با تشکر، 

این طرح ها خوب هستند اما بنده چند سوال دارم:
1- اشکالات آموزش عرضی دروس چگونه برطرف می شود؟
2- استعداد چیست و از چه زمانی استعداد یابی شده و مبتنی بر آن فعالیت می شود؟
3- چه زمانی فرزند فرا می گیرد که خود کشف استعداد کند و به شکوفایی آن بپردازد؟
4- چه زمانی فرزند وارد دوره دانشجویی می شود که به تنهایی بتواند رشد علمی داشته باشد؟

تخصص و مهارت خریدار بیشتری دارد؟ مطمئن هستید؟
 متاسفانه اینطور نیست و درصد زیادی در کارشون تخصص و مهارت ندارند. کاش تخصص و مهارت خریدار داشت!
اما در مورد سوالتون بنده مخالف هستم
 بچه هایی که در جامعه حضوری ندارند مشکلات زیادی ممکنه براشون پیش بیاد
 مدرسه بهترین مکانی هست که بچه ها میتونن حضور داشته باشن
 میشه در کنار آموزش در مدرسه، در خانه هم در رشته یا مهارتی به فرزندتون کمک کنید . آموزش بدید 

با سلام
 به نظر بنده طرح خوبی است اما نه به این صورت که پدر ومادر به فرزندان درس بدهند بلکه می توانند کلاسها را بصورت مجازی و آنلاین توسط مدرسان برجسته برگزار کنند.
البته این طرح نیازمند پیشنیازهای سخت افزاری در کل کشور می باشد.

سلام دوستان من هم همیشه به این موضوع فکر می کردم که خودم می تونم به پسرم در منزل درس بدم وآخر ترم امتحاناتش رو درمدرسه بده ولی اینجا به چند مشکل برمی خوریم:
اول اینکه مذهبی ها میدان را خالی کرده وبا بچه های دیگر کاری ندارندیعنی بقیه برای ما مهم نیستند بچه من باید خوب تربیت شود
 دوم جلوی تربیت اجتماعی فرزندمان را می گیریم اگر فرزندمان در محیطی رشد کند که بدی ودروغ وقلدری سایرین را نبیند بی عرضه بار می آید
 سوم شاید تربیت فرزند ما روی بقیه اثر گذاشت و... 

اول اینکه دیگران مهم هستند اما هرچه فرزند قویتر باشد تاثیرگذاری وی نیز بیشتر می شود
 دوم تاحدودی مورد قبول است اما بکر بودن و ذهن و روح پاک کودک را به چه قیمتی آلوده کنیم؟ آیا نمی توان جهت رشد اجتماعی تدابیر دیگری اندیشید؟
 تاثیر فردی چون آیة الله بهاءالدینی و آیة الله بهجت رحمة الله علیهما و ... بیشتر است یا چند نفر از فعالین فرهنگی و برخی مسئولین؟
 یک خاطره: روزی کودکی را نزد یکی از بزرگان بردند و گفتند این کودک چیزهایی می بیند و تحمل ندارد، کاشف شد که والدین این کودک دقت داشته اند که این کودک هرچیزی نخورد و با هرکسی ارتباط نداشته باشد. آن استاد بزرگوار نیز برای کودک چیزی را سفارش کردند که حقیر نمی توانم اینجا بازگو کنم.
سوم.....

بله من دوستانی دارم که جزو نوابغ کشور هستند و به اعتقاد آن های نظام آموزشی ما از نوع بدترینش هستش البته می گم فقط یه عالم بزرگ می تونه به فرزندش توی خونه چیز یاد بده!!


در واقع هر دو روش مشکلات خاص خودشون رو دارند ...
با این حال هر کدوم از ما با توجه به دانش و تجربه ای که زندگی مون کسب کردیم یکی از این دو روش رو می پسندیم ...
ولی اگه خانواده بتونند شرایط و محیطی رو برای فرزندانشون فراهم کنند تا تمام ابعاد وجودی فرزندشون به صورت صحیح رشد مناسبی پیدا کنه ، فرزند در برابر آسیب های هر کدوم از این روش ها می تونه توانایی مقاومت پیدا کنه
 تاکید اصلی صحبت من بر این مطلب هست : تربیت و پروش صحیح فرزند توسط خانواده
 به نظرم تا این قسمت با هم موافق هستیم ...
به نظر من آموزش مهارت های زندگی و روند های کسب این گونه مهارت ها باید توسط خانواده به فرزند آموزش داده بشه ... 
اما آموزش که نقطه پایان نیست ...
مرجله بعد ؛ فرزند باید این موارد یاد گرفته رو در جامعه هم سال خودش تمرین و تکرار کنه (گام اول : جامعه دبستان ، گام دوم : جامعه راهنمایی ، گام سوم : ...)
هدف اینه که فرزند در جامعه ای که متناسب با سن اش تعریف شده قرار بگیره و تمام مهارت هایی که توسط خانواده به اون آموزش داده شده رو اجرا و پیاده کنه (در واقع بتونه به رشد و خود باوری برسه)
اگه فرزند در جامعه دبستان دچار خطا و اشتباه بشه خیلی راحت تر میشه اون رو در مسیر صحیح قرار داد (نسبت به زمانی که در جامعه راهنمایی قرار بگیره ...)
اما اگه فرزند در آغوش ما باشه و هیچوقت نسبت به مواردی که به اون آموزش دادیم درس خودش رو پس نداده باشه ، چی میشه گفت ؟
بله ، نظام آموزشی ما در این موارد قابل نقد هست ...
در واقع مطلبی که بیان کردم در مورد یادگیری دانش نیست (یعنی به فرض من میام برای تمام درس ها معلم خصوصی میگریم و اون رو دعوت به خونه می کنم تا به فرزندان ام آموزش بده ... اما مساله اینجا نیست!)
من در واقع دبستان ، راهنمایی ، ... رو جامعه ای می بینم که فرزند ، مفروضات خودش رو به صورت بالفعل جامه عمل می پوشانه (از اونجا که فرزند کوچک هست اگر دچار خطا بشه میشه اون رو به مسیر برگردوند)

خوب این تجربه رو میتونه در کلاسهای غیر درسیش در برخورد با افراد همسن خودش هم داشته باشه.
قرارنیست کلا کودک از اجتماع دور بمونه.

بله دقیقا ، هر کدوم از این موارد رو به تنهایی میشه یه جامعه کوچک برای فرزندان مون به حساب بیاریم : { کلاس قرآن ، کلاس ورزش ، ... ، کلاس هنر ، کلاس زبان ، ... }
اگه خانواده توانایی و وقت کافی برای پاسخگویی به تمام نیاز ها رو داشته باشه که جداً فوق العاده میشه !!! (ولی اغلب و یا اکثر خانواده ها آگاهی ، توان ، وقت و هزینه لازم برای موارد فوق رو ندارند)
همه چی به خانواده بستگی داره ... (نمیشه به صورت کلی حکم کرد !)

فرض می کنیم :
فرزندمون رو طوری تربیت کردیم (که صادقانه می تونه حرف دل اش رو با هامون در میون بذاره ...) 
خُب حالا میریم سراغ مثال :
در روند تربیتی به فرزند مون یاد دادیم که در مقابل خواسته های نابه جای دیگران "نه" بگه ... (ما فقط یاد دادیم ، اما آیا فرزند مون چنین توانایی ای پیدا کرده ؟)
شاید فرزندمون نسبت به کسانی که تازه باهاش آشنا شدن راحت بتونه "نه" بگه 
 اما
 هم کلاسی دبستان اش که 4 سال اه باهاش دوست اه از فرزند ما یه خواسته نابه جا داره !
فرزند ما هم متاسفانه به هر دلیلی ؛ سخت اش هست که "نه" بگه ووووووووووووووووووووووووو ووووووووووووووووووووووووو قبول می کنه ... !!!
فرزند ما مرتکب یه کار اشتباهی شد و ما هم با توجه به حالات و عکس العمل هایی که از خودش نشون می ده متوجه میشیم یه مشکلی پیش اومده ...
از اون جا که ما باهاش مثل یک دوست بودیم ، پای درد و دل اش می شینیم و از صحبت هاش به مساله اصلی پی می بریم
{ خطای بزرگ یه فرزند کوچک ، هرچی باشه ، یه خطای بزرگ نیست 
 یعنی میشه با کمترین تاثیر و ارتعاش منفی اون رو به مسیر درست جهت دهی کرد ... }
از اونجا که فرزندمون کوچک بود و بیشترین تاثیر رو در اون می تونستیم اعمال کنیم ، کار اشتباه اش رو پذیرفت و دیگه تصمیم گرفت اون کار اشتباه رو نکنه ...
اما اگه فرزندمون بزرگ بود و اون موقع متوجه کار اشتباه اش می شدیم
 به نظر شما چند درصد می تونستیم روی اون تاثیر بگذاریم
 اصلا به حرف ما توجه می کرد
 یا میگفت "من خودم بزرگ شدم ، نمی خواد من رو نصیحت کنید !!!"


در هدف گذاری، طراحی و جذب نیرو جهت ایجاد مدرسه متفاوت فعالیت کرده ام.
غلط بودن چنین مدارسی از جهت هدف ها و برنامه ریزی ها و یا عدم فعالیت فعالیت مطابق برنامه نیست.
بسیاری از این چنین مدارسی که سعی می کنند سبک متفاوتی داشته باشند، الحمدلله طبق نقشه راه و چشم انداز خود فعالیت می کنند و از جهت رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده مطلوب هستند اما مئله اشکالات بنیادین و مبنایی همچنان به قوت خود باقی است.
چند نکته:
1- آموزش و تحصیل در خانه مساوی با عدم حضور در اجتماع نیست و می توان همزمان برای رشد اجتماعی فرزند نیز تدابیری اندیشید
2- یکی از اشکالاتی که بر روابط اجتماعی در مدارس هست این است که بیشترین حضور اجتماعی و به تبع آن رشد اجتماعی در محیط همسالان اتفاق می افتد و این در حالی است که فرزند در برهه های مختلف زندگی خود کمابیش با طیف سنی و اقشار متفاوتی برخورد می نماید که می بایست توان مواجهه با آنها را در هر سنی داشته باشد.
به عبارت دیگر به دلیل برخورد رفتاری مداوم فرزند با خانواده و همسالان، فرزند یاد می گیرد که با همسالان و خانواده خود چگونه برخورد نماید در حالی که باید این طیف وسیع تر باشد.

چند سال قبل در جریان کاری برای یک منطقه‌ی محروم می‌خواستیم برای بچه‌های آنجا که برای رفتن به مدرسه باید به شهری می‌رفتند و در مدارس شبانه‌روزی می‌ماندند و خیلی‌ها را والدینشان اجازه‌ی ادامه‌ی تحصیل و غیره نمی‌دادند کاری کنیم، در جریان هم‌فکری‌هایمان برداشت حقیر این بود که روش تحصیلی سابق در حوزه که مباحثه محور بوده و آموزش سال‌بالایی‌ها به سال‌پایینی‌ها می‌تواند از هر آموزش دیگری مفیدتر باشد، بحث امتحان هم نباید بحث نمره باشد بلکه باید محک آموزش داده شده باشد تا ببینیم چنین کسی توانایی ادامه‌ی مباحث را دارد و یا تا اینها را به یک حدّ قابل قبول از فهم نرسد نمی‌تواند به آن بحث‌های بعدی برسد و عقب خواهد ماند، اگرچه همیشه آدم در سال‌های بالاتر مطالب سال‌های قبل را هم بهتر هضم می‌کند و برایش جا می‌افتد که این یعنی باید به ذهن زمان هم داد ... فقط می‌ماند که آموزش و پرورش را چه کنیم! آن هم معلوم شد که سر هر مقطع می‌شود رفت یک سری امتحانهایی را داد و مدرک آن مقطع را گرفت، مثل دبستان که برای ورود به راهنمایی مثلاً لازم بود، همانطور که دیپلم برای ورود به دانشگاه لازم است. اگر لینک بالا را مطالعه کنید سعی کردم اینطور بیان کنم که سیستم آموزشی امروز ایران یک سیستم فرسایشی است که بازده آن هم لزوماً انسان‌هایی متفکر و با ذهن روشن نخواهد بود، در واقع هدف ارائه‌ی یک آموزش حداکثری است برای داشتن نظرهای آماده در ذهن و یا توانایی حل مسأله بدون لزوماً فهمیدن مبانی پایه‌ای، حال آنکه به جای حل مسأله باید فکر کردن آموزش داده شود، تعقل آموزش داده شود، روش برخورد با مسائل جدید آموزش داده شود، دیگر هر کسی در هر کاری که مشغول شود خودش می‌تواند مطالب مورد نیاز خودش را یاد بگیرد. برای دانش‌اموزی لازم نیست ۱۱ سال در مدریه و بعد ۴ سال در لیسانس و بعد ۱ سال در فوق لیسانس و بعد ۱ سال در دکتری وقت صرف کرد و فقط برای یک تز ارشد یا دکتری که مجموعاً ۴ سال طول می‌کشد دانشجو بودن آموزش داده شود، با ۵ سال یا ۱۰ سال دانش‌اموزی هم می‌شود وارد دوره‌ی دانشجویی شد، قرار نیست گرفتن تک‌تک ماهی‌ها آموزش داده شود، همینکه صورت عمومی ماهی‌گیری آموزش داده شود دیگر هر کس با توجه به ماهی‌های اطراف محل زندگی خودش می‌تواند روش صید آن ماهی خاص را یاد بگیرد.


بعد از طرح مسائلی از این دست حقیر هم با خانمم به این نتیجه رسیدیم که صلاح نیست عمر کودکمان را در این سیستم آموزشی به هدر دهیم و مانند شما ایده‌ی اولمان این بود که در خانه خودمان دست به کار شویم. مدرسه‌ها نه اینکه مزیتی نداشته باشند ولی سودشان به اندازه‌ی ضررهای محتملشان نیست و در پایان دوره یک مدرک به شخص می‌دهند با کلی عوارض جانبی ... . خصوصاً که در روایت مبارکه وارد شده است که به کودکان خود ابتدا علم ما را بیاموزید و بعد علم غیر ما را. حتی اگر این حدیث شریف نبود هم باز واضح بود که در بحث تعلیم و تعلم تقدم و تأخر اهمیت دارد، داده‌های ابتدایی همواره سنگ بنای تفکر کودک را می‌سازند و کودک همواره داده‌های جدید را در این مبنای فکری می‌سنجد و می‌پذیرد یا رد می‌کند، پس دروسی که می‌توان با آنها علم آموزی را آغاز کرد بهتر است دروس قرآنی و عقلی و نقلی باشد یا یک کلام دروس حوزوی. دیدیم که اگر بشود مثل سابق حوزه‌ای پیدا کنیم که از کودکی شروع به کار با بچه‌ها کنند بهتر به این اهدافمان می‌رسیم و کودک هم در خانواده محصور نشده است، اما وقتی از یک حوزه که خیلی قبولشان دارم پرسیدم گفتند که حوزه‌ها الآن فقط بعد از دیپلم یا حداقل سیکل طلبه می‌پذیرند و البته تأکیدشان هم این بود که دیپلم باشد بهتر است. وقتی تعجب حقیر را دیدند گفتند در شرایط فعلی جامعه باید فرزند شما خودش انتخاب کند که به حوزه بیاید وگرنه همیشه شما را مقصر خواهد دانست اگر خوشش نیاید یا چیزی شبیه به آن.
مسائل دیگری هم هست، مثل اینکه ارتباط کودک با والدین طوری است که از ایشان بیشتر انتظار نرمش دارد و اگرچه به صورت غیرمستقیم اکثر کارها و رفتار و اخلاق و طرز فکرها را از خانواده‌اش می‌گیرد ولی در آموزش مستقیم به سبک مدرسه کسی که غریبه باشد بهتر می‌تواند به آموزش او اقدام کند چه آنکه کودک هم بیشتر از او که غریبه است حساب می‌برد. البته اینها بحث‌های تربیتی است و شاید بشود تا حدی این مؤضل را برطرف کرد، نمیدانم.
خلاصه اینکه به نظر حقیر بهتر است شما و افرادی مانند شما مؤسساتی آموزشی با عنوان غیر مدرسه بزنید تا زیرمجموعه‌ی آموزش و پرورش نباشید، سپس با کتاب‌ها و سبک اسلامی و عقلایی خودتان بچه‌ها را از همان کودکی بپذیرید و به سبک مباحثه محور و اینکه هر سال بالایی به سال پایین خود درس بدهد و البته نظارت بر تمام این فعالیت‌ها باشد، بعد هم به کودک فکر کردن و اصول کلی رشته‌های متفاوت آموزش داده شود، چنین سیستمی کارایی بالاتری داشته باشد، برای اینکه کودک بعداً بتواند وارد سیستم زندگی اداری و اجتماعی کشور هم بشود می‌شود مطالب لازم برای امتحان مقاطع را نیز با ایشان به صورت فشرده ولی طوری که سیستم فکری و آموزشی ایشان را خراب نکند کار شود و امتحان‌های تغییر مقطع را بدهند و مدرک پایان دبستان و دبیرستان و دیپلم را بگیرند. همچنین تخصص‌گرایی هم ایده‌ی غلطی است که جز در صنایع و پیشه‌ها نباید دنبال شود، چه آنکه علوم به هم وابسته هستند و البته نظرم در این مورد را در همان پست دیگر که لینکش را دادم بیان کرده‌ام.
چنین رویه‌ای می‌تواند مانند امتداد مهدهای قرآنی به حساب آید که الآن در مقابل مهدهای معمولی باب شده است، حتی می‌توانید خودتان کتاب درسی هم برای سیستم آموزشی خود تألیف نمایید و به طور مستقل هم به عنوان کمک درسی در اختیار والدینی که کودکانشان به مدارس دیگر می‌روند هم قرار دهید تا کم‌کم رویکرد آموزشی عوض شود ان شاء الله و هو فعال لما یشاء
 ان شاء‌الله خداوند به تلاشتان برکت دهد، 

چنین کاری زمانبر هست و در طولانی مدت به نتیجه می رسد.
به نظر حقیر چنین طرح هایی باید متناسب با ساختار فرهنگی مطلوب تعریف شده و به تفاوت خرده فرهنگ های مناطق مختلف کشور توجه کافی شود.


سلام علیکم
1- سبک اصلی مدارس سبک تربیت مکتبی امام صادق (ع) است !! باید این در مدارس پیاده شود که نمیشود 
 بنده کاملا موافقم مدارس امروزی برای تعلیم و تربیت دانش آموزان مناسب نیستند چرا؟
 چونکه بنده کلا یکی از اهداف مهم و شاید اصلی ترین هدف از ازدواج را تربیت فرزندانی صالح برای دولت امام عصر(عج) میدانم !! حال آیا در مدارس کنونی فرزندان برای دولت ایشان تربیت میشوند؟!!! خیر قطعا نمیشوند،پس اصل مدرسه آن چیزی است که علمای ما را پرورش دادند،علما در مکتب خانه بزرگ شدند،یعنی هم علم آموختند هم اخلاق 
2-وقتی خودمان برای فرزندانمان مدرسه ایجاد کردیم مبنای کار دست خودمان است یعنی خودمان تعیین میکنیم چه چیزی به فرزندانمان آموزش داده شود!
در غیر این دو صورت بالا بنده حقیر ترجیح میدهم فرزندان آینده ام را در خانه آموزش دهم تا در مدارس کنونی،اما این خیلی چیزها و شرایط را میطلبد که باید مهیا باشد !!! 
اما از طرفی نیز معتقدم نباید نسبت به آنچه در جامعه اتفاق می افتد هم بی تفاوت بود ،یعنی در عین اینکه فرزندانمان را در خانه آموزش میدهیم سعی کنیم آموزش و پرورش را به سبک اصلی آن برگردانیم
 التماس دعا
 یازهرا(س)


اگر افراد بنشینند و فکر کنند شاید خیلی راه حل ها پیدا شود ،پس اینکه بگوییم از دست ما کاری ساخته نیست اشتباه است!
مقام معظم رهبری (روحی فداه )فرمودند : شما هرکجا که هستید همان جا مرکز دنیا است

خیلی ساده است یک انجمن اولیا و مربیان درست و حسابی نه فرمایشی و نمایشی تشکیل می دهیم و با آن روی مدرسه اعمال فشار می کنیم. 

من موافق نیستم بچه تو خونه اموزش ببینه چون پدر مادر نمیتونن كه تو همه ی علوم إشراف داشته باشن فوقش چند تا دروس رو به شكل تخصصی بلد باشن ولی مدرسه و دانشگاه أفراد مختلف تو حوزه های مختلف كار كردن و اطلاعات جامع تری دارن ، بحث انزوا هم پیش میاد خود مسیر مدرسه قرار گرفتن تو محیط دوستان و جمع به استقلال و نشاط بچه ها كمك میكنه ولی خب از طرفی إیراداتی كه شما گفتید هم به نظام اموزشی وارد هست از نظر من! اما راه حل شما رو من نمیپسندم به نظرم باید تو مسایل دیگه مثل انتخاب مدرسه خوب و نظارت به گروه دوستان اگاه كردن خود بچه تربیت درست و علاقمند كردنش به مطالعه و پژوهش دقت كافی داشت و تلاش كرد 

شما بالاخره مجبورید یک سری استانداردها مورد نظر آموزش و پرورش را رعایت کنید. فلذا نمی توانید به تمامه مبانی خود را در برنامه ها پیاده کنید مگر آنکه برنامه اجرایی شما واقعا به لحاظ مبنایی چندان متفاوت نباشد.
همانطور که عرض کردم، حقیر از این دست کارها کرده ام. چند ماه پیش برای یک دبستان جدید التاسیس کار جذب نیرو را انجام می دادم. اما چنین طرح هایی هرچند بهتر از وضعیت موجود است ولی ذاتا متفاوت با وضعیت موجود نبوده و کلان نیست.
طرح های کلان در طولانی مدت پاسخگو هستند.
توجه شما را به تحلیل زیر جلب می کنم:
مقدمه: مطابق آنچه مشهور است، دعب سکولاریسم جدایی دین از سیاست یا جدایی دین از علم است اما این فقط بخشی از سکولاریسم است. هدف اصلی سکولاریسم جداسازی مصادیق ارزش و ارزشمندی در تمامی زمینه ها -آشکار و پنهان، مشهور و غیر مشهور- از یکدیگر است. زمانی که این مصادیق وحدت لازم و تعریف شده خود را از دست دادند، زمینه برای تهاجم سخت و نرم به آنها فراهم می شود.
ساختار سکولار یا نیمه سکولار فرهنگ

سلام جناب مکلف شما خیلی خیلی قلبتون مشکی هستشا 
 روانشناس ها میگن تا شش سالگی شخصیت بچه تشکیل میشه اگه تا این سن خوب تربیت شه مشکلی پیش نمیاد 
 شما خیلی دیگه سخت گیر هستین
 پ .ن: من خودم نمی تونم بچه های 6 ساله رو تو کلاس تشویق کنم برای نماز میگن خانم ما دوست نداریم , حوصله امون سر میره , تو خونه نمی خونیم, اصلا یه کارایی تو کلاس می کنن که من خشکم میزنه , البته کن نا امید نشدما اما دیگه انتظار معجزه رو ندارم , اصلا هر کاری میکنم هر چقدر مهربون با زبون خوش میگم انگار نه انگار , اون چیزی که خودشون میدونن رو به کسی نمیدن , از من بیشتر میدونن ,  

1- سبکی که تمام ابعاد وجودی کودک رشد کند ! یعنی هم آموزش علم باشد هم پرورش روح ،سبک اسلامی و مکتبی نه سبک غربی!
2- تلاش کنید میشود!! چند بار روحانیون ما جمع شدند یک مدرسه راه انداختند خروجی اش را بردند وزارت آموزش و پرورش نشان دادند گفتند ببینید مدرسه باید اینگونه باشد این خروجی مدرسه ماست!!چند بار؟! بگویندببینید دانش آموزانی که ما تربیت کردیم هم از نظر علمی هم معرفتی از دانش آموزان شما سرترند؟سرتر که نه ،اصلا قابل قیاس نیستند؟!!
طرح های کلان را چه کسی باید پی ریزی کند؟ مسئولین اکنون؟یا مامطلاب،؟ اگر مسئولین الان باید پیریزی کنند ؟ اگر وظیفه مسئولین هست و ما هم بی تاثیریم که دیگر حق اعتراض نداریم!! 
اگر هم وظیفه همه ماهاست و همه مسئولسم چرا تلاش نمیکنیم یا با یکی دوبار شکست ناامید میشویم؟!!!!


بچه های این دوره زمونه که کلی تو رشته های مختلف کلاس میرن. از کلاسای هنری گرفته تا ورزشی و قرانی و علمی(مثل روباتیک و اینا). اداب اجتماعی رو میتونن همونجاها یاد بگیرن.و همینطور دوستای زیادی هم میتونن پیدا کنن.
شما فکر کنین اگه بچه تو خونه اموزش ببینه کلی مطالب بیخود کتابای درسی رو لازم نیست الکی یادبگیره . در عوض هم وقت برای کلاسای غیر درسی بیشتر داره .هم مطالبی که خانواده فک میکنن مفیده بهش یاد میدن.
البته همه اینا لازمش اینه که پدر و مادر اطلاعات و سواد کافی رو داشته باشن و نحوه اموزش درست رو بدونن.
و البته اگه مدرسه واقعا خوبی بشه پیدا کرد خوب معلومه برای مادر و پدر راحت تره که بچشونو بفرستن مدرسه... 

سلام
 بله شاید بهتر باشه
 اما باید وسیع فکر کرد : بچه ها بعد میخوان وارد محیط کار در جامعه بشن یا نه؟!
اونطور محدود کردن شاید تا حد زیادی دست والدین رو برای تربیت ِ دلخواه باز بذاره اما باعث مشکلات ِ روحی و اجتماعی ِ بعدی میشه...


مبحث بسیار مهمی است و بنده نیز یک مدت بر روی این مساله فکر میکردم 
 به نظر بنده حقیر باید چند نکته را در نظر گرفت
1- آموزش و پرورش کودکان باید به شیوه اصولی و اسلامی باشد ، یعنی توجه به تمام ابعاد وجودی کودک! متاسفانه امروزه زیاد شاهد آن هستیم که کودکانمان در بعضی مدارس دارند شبیه کاریکاتور بزرگ میشوند ،یک بعد از وجودشان رشد میکند و بعد دیگرش کوچک میماند!! علم کودک افزایش میابد اما اخلاق و بصیرتش نه تنها رشد نمیکند چه بسا ضعیف تر هم میشد! پس نیاز است همه ابعاد وجودی یک کودک با هم رشد کند
2- کودکان باید در جمع هم سالان خود باشند تا روش زندگی را بیاموزند ، روش زندگی کردن در اجتماع و تعامل با افراد از ارتباطات اجتماعی حاصل میشود ، یعنی اگر آنها را از مجموعه جدا کنیم و انفرادی در خانه با آنان کار کنیم باز ممکن است به تکامل لازم دست پیدا نکنند زیرا انسان یک موجود اجتماعی است ،و باید بتواند در جامعه زندگی کند اما خودش را نیز حفظ نماید
 خب الان شاهدیم که روش صحیح و اسلامی آموزش و پرورش دانش آموزان در خیلی از مدارس اجرا نمیشود پس راه حل چیست؟
 راه حلی که به ذهن بنده حقیر میرسد این است
1- اولا باید نیروهای انقلابی و متدین ما وارد صحنه شوند و رسالت معلمی و مدیریت و غیره به دست بگیرند و مدارس را به سبک اصلی خود برگردانند
2- خب باتوجه به این که همه نوع دانش آموزی در مدارس هستند و روی تربیت ناصحیح کودک ما اثر میگذارند میتوانیم خودمان برای کودکانمان مدرسه تشکیل دهیم ! یعنی چی ؟
 یعنی اینکه قطعا افراد زیادی هستند که دغدغه این موضوع را دارند دور هم جمع شوند یک مدرسه غیر انتفاهی بزنند و از مدیر و معلم و کادر و همه را خودشان انتخاب کنند!! آن هم از بین افراد دلسوز و متعهد و ولایتمدار
 بعد فرزندانشان رادر آن مدرسه ثبت نام کنند ،اینگونه دانش آموزان هم دوستان سالمی دارند هم معلمان و کادر مدرسه ای که به فکر رشد همه ابعاد کودکان است و پدر و ماران نیز میتوانند به این کادر کمکم کنند
 ان شاء الله وقتی پایه های اعتقادی کوکان به مرور زمان محکم شد قطعا از آسیبهای اجتماعی نیز مصون میمانند ان شاءالله
 التماس دعا
 یازهرا(س) 

کسب بعضی علوم در مدرسه
و کسب معرفت و بعضی علوم دیگر توسط والدین!
همچنین میشود گروهی از زنان که تخصص و علم دارند انتخاب شوند و مسجد یا محلی برای آموزش فرزندان در طول هفته نیز باشد. 

سلام
 درست است که در سطح کلان آموزشی تاثیر چندانی نداریم ولی دیگر در حد یک مدرسه که تاثیر داریم.

یه استاد روحانی بود 6 تا پسر داشت ... هیچکدام را مدرسه نفرستاد ... همه را خودش آموزش میداد آخر سال می بردشون آموزش و پرورش امتحان بدن ... حتی یکی از فرزندانش هم بد نشدن که هیچ یه سر و گردن از بقیه بالاتر بودن ... به نظر من خوبه اما پشتکار و مقاومت و همدلی پدر و مادر با هم را میخواهد ... و اینکه پدر و مادر باید به این کارشان ایمان داشته باشند ... به همین خاطر در انتخاب همسر دقت کنین ... بچه میتونه در حالی که مدرسه نرفته اجتماعی هم باشد ... منافاتی نداره ... با این توضیح با نظر شروع کننده ی بحث موافقم

"امیرالمومنین در نامه 31 نهج البلاغه خطاب به امام حسن علیه السلام میفرمایند : ... پس در آغاز تربیت تصمیم گرفتم تا کتاب خدای توانا و بزرگ را همراه تفسیر آیات به تو بیاموزم و شریعت اسلام و احکام آن را از حلال و حرام به تو تعلیم دهم و به چیز دیگری نپردازم اما از آن ترسیدم که مبادا رای و هوایی که مردم را دچار اختلاف کرد و کار را بر آنان شبهه ناک ساخت به تو نیز هجوم آورد گر چه آگاه کردن تو را بر این امور خوش نداشتم ، اما آگاه شدن و استوار ماندنت را ترجیح دادم تا تسلیم هلاکت های اجتماعی نگردی و امیدوارم خداوند تو را در رستگاری پیروز گرداند و به راه راست هدایت فرماید ..."
در مدارس ما متاسفانه خیلی از این موارد نیست ... و فرستادن فرزندان به این مدارس شاید ضمان شرعی داشته باشه ... چرا که یکی از حقوقی که فرزند بر پدر و مادر داره انتخاب یه استاد خوب و متقی هست که ... 

اما مشکل فقط اینها نیست. مشکلات ریشه ای و مبنایی در نظام آموزشی وجود دارد که به تبع به واحدهای کوچکتر آن یعنی مدارس منتقل می شود. ایجاد چنین مدارسی مشکلات مبنایی را حل نمی کند.


دوستان سلام
 متاسفانه نظام آموزشی کشور، از ریشه و مبنا دچار مشکلات و ایرادات فراوانی است که به برخی از آنها اشاره می کنم:
1- ورود افراد مبتنی بر یک روند احساسی و ادامه آن
 حوزه تاثیر مد و مدگرایی، احساسات اشخاص است و نه عقلانیت. بسیاری افراد از همان کودکی مبتنی بر یک روند مدگرایانه وارد مدرسه می شوند، ادامه می دهند و انتخاب رشته می کنند و در نهایت مدرک می گیرند.
چنین روندی اصولا احساسات شخص را پرورش می دهد و چندان توجهی به عقلانیت که خلاقیت و فضای باز فکری را به ارمغان می آورد، نمی کند.
2- بی توجهی یا عدم توجه کافی به امر تربیت و پرورش
3- آموزش دروس به روش نامناسب عرضی
 در روش عرضی، شخص در چند موضوع و رشته خاص آموزش می بیند و آنها را مطالعه می کند
 در روش طولی، شخص در یک موضوع و رشته خاص آموزش می بیند و آن را مطالعه کرده و بعد از مدتی به دنبال موضوع و رشته دیگری می رود.
متاسفانه حتی تناسب در روش آموزش عرضی، رعایت نشده است. بدین معنی که مثلا یک دانش آموز پایه هفتم، حدود 13 عنوان درسی متفاوت را باید به صورت همزمان در طول یک سال تحصیلی بخواند، در صورتی که یک دانشجو به صورت عادی بین 4-6 عنوان درسی را به صورت همزمان در طول یک ترم می خواند. این در حالی است که در حالت عادی قدرت یادگیری و جمع بندی یک فرد 13 ساله به مراتب کمتر از یک فرد 20 ساله است.
مشکلات دیگری نیز هست، کلیپ زیر بخشی از منظور بنده را بیان می کند
حال سوال این است که در فضای کنونی که تخصص و مهارت خریدار بیشتری دارد و مدرک ها چندان ارزشی ندارند،
 آیا بهتر نیست که فرزندان در خانه تحصیل کنند و آموزش ببینند؟
 به نظر حقیر، ما در نهادهای تصمیم ساز و تصمیم گیر کشوری دخالتی نداریم و حتی تاثیری بر آنها نداریم و حتی اگر مسئولی باشیم و بتوانیم در این حوزه ها وارد شویم، اجرایی شدن این تصمیمات و به نقطه مطلوب رسیدن آنها زمانی طولانی را می طلبد، بنابراین آموزش فرزندان در خانه به مراتب بهتر از آموزش در نظام آموزشی است.
بنده فکر می کنم اگر والدین به صورتی درست و اصولی به فرزندان آموزش دهند، آنها خیلی سریعتر و بهتر به سطوح علمی و مهارتی دست پیدا می کنند و بعد از مدتی نیز بدون نیاز به آموزش و با مطالعه و تحقیق می توانند سطح علمی خود را افزایش دهند. این در حالی است که در نظام آموزشی تا پایان مقطع کارشناسی، آموزش حرف اول را می زند و افراد با آموزش، مسائل را فرا می گیرند.

لازم است توجه شود که میان متخصصین و صاحب نظران در امر تعلیم و تربیت از گذشته تا کنون اتفاق نظر وجود نداشته است. قطع نظر از اختلافات موجود و با چشم پوشی از این نکته که پاسخ این سوال منبعث از مبانی علمی و تجربی ای است که ما در امر آموزش می پذیریم، تحصیل خانگی با موانع و اشکالاتی از قبیل؛
_ فقدان فرصت کافی والدین
_ عدم آشنایی، تخصص و مهارت والدین در امر تدریس و کشف استعداد فرزندان
_ نیاز به حضور کودک در کنار همالان، به منظور فراگیری قوانین زندگی (تحصیل خانگی باعث محرومیت کودک از تجارب زندگی می شود)
و...مواجه خواهد شد. بنابراین تحصیل خانگی در شرایطی پذیرفته است که این موانع وجود نداشته باشد 

منم طرفدار امورش بچه ها تو خونه هستم. مدارس خوب کمه . ترجیح میدم خودم با بچم! (در اینده!) بشینم کار کنم(البته اگه وقت داشته باشم!) تا بفرستمش مدرسه که وقتش گرفته شه!!
البته مدارس خوب هم پیدا میشه و ترجیح میدم دوره دبیرستان رو بره مدرسه. 

نه این درست نیست که بچه تو خونه باشه باید بره تو جمع همسنو سالاش بازی کنه دعوا کنه کتک بخوره سر و دستش بشکنه شیطونی کنه تنبیه بشه و چی و چی و چی تا در آینده شاید بدرد بخوره!
پس میگین راهش چیه
 راهش اینه
 اگه نگران بچتون هستین که رفیقای ناباب که پدرمادراشون ماهواره ای هستن و بی بندبار بچتون و هوایی کنن ،خب دولت بگیره مدرسه ها رو به سه نوع تقسیم کنه
1-مدرسه بی بندبار ها(یعنی بچه هایی که والینشون دین مین حالیشون نیست)
2-مدرسه فرهنگیان(اونایی که والینشون فقط درس و مشقی هستن و نه عیسایی هستن نه موسایی)
3-مدرسه مذهبی ها(و اونایی که والدین شون همش تو قران و حدیث و اینا هست)
اینطوری لااقل خیالتون راحته این بچه که بعدا باید مهره مفیدی در جامعه بشه با بچه های خلاف کار هم کلاسی نمیشه
 حالا 
-هر چی زندونی تو اینده هست دولت از همون مدرسه شماره یک انتخاب میکنه
-هرچی دکتر و مهندس بخواد از بچه های مدرسه شماره دو
-و هر چی بچه ها خوب بخواد مثل سپاهی و جهادی و بنیادی و طلبه و ایثارگر و جانباز و قطع نخاع و شهید ، از مدرسه شماره سه
 می بینین خیلی سخت نبود!


یا شما از واقعیتهای زندگیهای امروزی خونوادها خبر ندارید و یا اینکه فقط دنبال کودتا (مزاح)هستید و یا شاید هم اینکه از دنیای تاهل و فرزند داشتن بی بهره اید.
سوال:
راستی شما این همه وقت و منابع و سیستمی که بتونید فرزندتون خودتون آموزش بدید رو از کجا تامین می کنید؟
 لااقل یه راهکار هم ارایه بدید که ما از اوقات فراقتمون برای آموزش صحیح از زحمات شما بی بهره نباشیم؟

مواردی که به ذهن ام می رسه رو خدمت تون عرض می کنم 
 موردی که کاملا مشخص به نظر میاد این هست که خانواده باید بتونه محیط و شرایطی رو برای فرزندانش به وجود بیاره که فرزند از لحاظ عقاید و مبانی ذهنی کاملا به سطح بینش قابل قبولی برسه ...
به عبارت دیگه باید بتونه شرایط کسب مهارت ها و توانایی های مورد نیاز برای زندگی فرزندانش رو فراهم کنه ...
از همه مهم تر باید مثل یک دوست واقعی ، توانایی گوش کردن به درد و دل های فرزندانش رو داشته باشه ...
برای "عقیق" شدن باید حرارت دید ... باید سختی کشید ... باید با مشکلات دست و پنجه نرم کرد ...
باید به فرزند تون یاد بدید که چطور مشکلات اش رو حل کنه ... اون رو وابسته بار نیارید ...
فرزند باید از کودکی یاد بگیره: چطور از حق خودش دفاع کنه ، چطور نسبت به افکار و عقاید متضاد برخورد کنه ، چطور در برابر خواسته های نامشروع دیگران "نه" بگه
 اینها که یک دفعه بدست نمی یاد ...
فرزند باید بتونه مهارت ها و توانایی هایی که شما بهش یاد دادید رو در جامعه ی هم سن خودش (مثل دبستان ، راهنمایی ، ...) تمرین و تکرار کنه ...
باید یاد بگیره سختی شکست رو تحمل کنه ... باید یاد بگیره موقع موفقیت دچار غرور کاذب نشه ...
فرزندی که همیشه در حاشیه امن خانواده باشه به نظر شما این ها رو یاد می گیره ؟
 به این موضوع توجه کنید که فرزندتون اگه فقط و فقط در محیط خانواده باشه ، هنگام ورود به اجتماع چقدر احتمال فریب اش وجود داره 
 به همین علت میگم دبستان ، راهنمایی ، دبیرستان ؛ فقط برای کسب علم نیست ، یه مکانی برای بالفعل کردن مهارت ها و توانایی ها است
{گرچه متاسفانه محیط دبستان هم در برخی مکان ها زیاد مناسب نیست ، ... ، و کار های ناشایستی توسط برخی از کوکان به صورت بی اطلاع نسبت به هم سر می زنه که اگه فرزندان تون رو برای مواجه و مقابله با این شرایط آماده نکنید دچار مشکلات نامناسبی میشند (با محیط راهنمایی و دبیرستان کاری ندارم ...)}
جدا تربیت صحیح خانواده خیلییییییییییییییییییی تاثیرگذار هست ...


شما بچتون رو درست تربیت کنید 
 مطمئن باشید هر چقدر هم که محیط جامعه بد باشه ، فرزندتون پایبند می مونه! 

سلام
 یک سوال داشتم اگر مسجد محلتان کثیف باشد شما نماز جماعت را رها کرده و در خانه نماز فرادا می خوانید یا اینکه برای تمیز کردن مسجد تلاش می کنید؟

1- در خانواده هایی که زن شاغل نیست فرصت به اندازه کافی وجود دارد.
2- بسیاری از معلمین هرچند در دوره های بازآموزی شرکت می کنند اما همچنان تخصص و مهارت کافی ندارند. تعداد افراد در بعضی کلاسها از اندازه استاندارد بیشتر از است. اصولا بحث استعدادیابی و سپس شکوفایی آن در اکثریت مدارس امری مغفول است.
والدین با خواندن کتاب و برنامه ریزی می توانند آموزش دهند، کما اینکه در بسیاری از خانواده ها حروف الفبا و ... قبل از شروع مدارس به فرزند آموخته می شود.
3- فضای مدارس امروزه مناسب نیست. می توان چنین فضایی را با شرکت در محافل صحیح برای فرزند ایجاد کرد. مسجد، شغل و .....
طبق نظر نویسنده کتاب مثلث را جدی بگیرید نوشته آقای سید مصطفی هاشمی محجوب،سه گروه بیشترین تأثیر تربیتی را بر رشد و شکل گیری شخصیت افراد می گذارند که این گروه در واقع سه ضلع یک مثلث تربیتی هستند که عبارتند از:خانواده،مدرسه و تشکل.


▪️ جایگاه‌های آموزش پیش از بنیاد مدارس، بدین قرار بودند:

ـ مکتب برای آموختن، خواندن و نوشتن

ـ مکتب برای آموزش قرآن و مسایل ابتدایی

ـ آموزش ابتدایی در کاخها

ـ کتاب فروشی‌ها

ـ خانه‌های دانشمندان

ـ تالارهای ادبی

ـ بیابان (بادیه)

ـ مسجد

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4_%D9%88_%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

ویژگی‌های کتاب درسی

یکشنبه 11 تیر 1396 11:53 ب.ظ
ویژگی‌های کتاب درسی
1. مطالب و فعالیت‌های پیشنهادی در کتاب درسی باید بر اساس برنامه‌ی مشخص و هدف‌های آموزشی معینی باشد . 
 2. توالی مطالب باید در یک خط سیر مشخص و به صورت منطقی و با توجه به یادگیری‌های پیشین دانش‌آموزان باشد .
 3. به پروراندن مفاهیم بنیادی و روش‌ها به جای انتقال انبوه واقعیت‌ها و یافته‌های علمی توجه ویژه داشته باشد .
4. مطالب عرضه شده باید با گروه سنی و توانایی ذهنی دانش‌آموزان متوسط کلاس سازگاری داشته باشد و فرصت‌هایی متعددی را برای دانش‌آموزانی که توانایی‌های متفاوتی دارند، فراهم کند . 
 5. مطالب و فعالیت‌های پیشنهادی باید روی انگیزش و تحریک حس کنجکاوی توجه زیادی داشته باشند . 
 6. مطالب کتاب یا طرح درس باید به درگیری مستقیم دانش‌آموزان در تجربه‌های یادگیری توجه داشته باشد و آنان را فعال کند . 
7. مطالب و فعالیت‌های پیشنهادی باید زمینه‌ها و صحنه‌های مناسبی برای پرورش نگرش‌ها و رفتارهای مطلوب انسانی فراهم کند . 
8. پرسش‌ها و تمرین‌ها باید در راستای ارزشیابی قلمرها و سطح‌ها متعدد تفکر انسانی هم‌چنین ارزیابی ارزش‌ها، نگرش‌ها و مهارت‌های کاربردی باشد .
9. مطالب و فعالیت‌های پیشنهادی تا اندازه‌ای با زندگی روزانه و محیط اجتماعی ربط داشته باشند .
10. متن آموزشی به اندازه‌ی کافی از فعالیت‌های عملی برخوردار باشد .
11. فعالیت‌های عملی باید با وسایل و ابزار ساده و در دسترس انجام‌پذیر باشد .
12. فعالیت‌های عملی باید در راستای رسیدن به مفاهیم جدید باشد نه در راستای تصدیق گفته‌های پیشین کتاب یا رسانه‌های دیگر .
 13. فعالیت‌های عملی باید در راستای پرورش مهارت‌های عملی باشد نه شرح و مروری بر فعالیت‌های عملی دیگران  .
  14. کتاب درسی، طرح درس یا هر رسانه‌ی آموزشی دیگر باید به زمان لازم برای آموزش کامل درس توجه کند .
15. در مطالب و فعالیت‌های پیشنهادی باید به سلامتی و آسایش روحی دانش‌آموزان توجه شده باشد .
16. مطالب و شیوه‌ی مطرح‌کردن آن‌ها باید جدید، پیشرفته و تحول‌یافته باشد .
 17. کتاب باید فرصت‌هایی برای فعالیت فرابرنامه و بیرون از کلاس فراهم سازد .
18. کتاب درسی یا هر رسانه‌ی آموزشی عمومی باید به گونه‌ای باشد که پاسخ‌گوی نیازهای گروه‌های متفاوت مردم در جاهای گوناگون کشور باشد .
19. محتوای کتاب باید توجه دانش‌آموزان را به اهمیت بررسی‌های مقداری و لزوم دسترسی به دلایل و منابع متعدد جلب کند .
20. ویژگی‌های ظاهری کتاب باید جالب و متناسب با سن دانش‌آموزان باشد .

چگالی مفاهیم در کتاب درسی 

حجم کتاب‌های درسی خارجی در همه‌ی دوره‌های تحصیلی از ابتدایی تا پیش‌دانشگاهی، چندین برابر حجم آن‌ها در ایران است. برای مثال، تعداد صفحه‌های کتاب‌های دوره‌ی متوسطه که بیش‌تر در قطع بزرگ رحلی هستند، به طور معمول از 500 صفحه و 600 صفحه بیش‌تر است. البته، دانش‌آموزان مطابق برنامه، روش و هدف‌های خاص مسیر انتخابی خود، چنین کتابی را به عنوان مرجع و منبع مهم به کار می‌برند و هرگز آن را کتابی مقدس نمی‌دانند که باید تمام محتوای آن را آموخت و به خاطر سپرد. 
  اما یک دلیل و یک پی‌آمد برای گرفتاری بزرگ دانش‌آموزان ایرانی در دل‌زدگی از کتاب درسی و دشواری آموختن آن، فشردگی مطالب و به کار بردن روش ایجاز و اختصار در بیان مسائل و مفاهیم علمی است که به گسترش پدیده‌های ناهنجار معلم خصوصی، کلاس‌های تقویتی، گسترش روزافزون انتشار کتاب‌های چهارگزینه‌ای بازاری انجامیده است. کاهش حجم کتاب درسی [که اغلب پی‌آمدی از فشارهای اجتماعی و بار اقتصادی است] موجب افزایش چگالی مفاهیم و دشوارشدن درک محتوا برای همگان است.   

http://jazirehdanesh.com/content/1019/ویژگی‌های-کتاب-درسی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic