طراح قالب: ـنقاشـ

 این دامنه ممکن است برای فروش باشد


مرکز پژوهش‌های مجلس اعلام کرد در خوشبینانه‌ترین حالت، ساعات کار مفید در ایران روزانه حدود دو ساعت است که در طول هفته به ۱۱ ساعت نمی‌رسد. در این گزارش متوسط ساعات کار روزانه مفید در بخش دولتی تنها ۲۲ دقیقه ذکر شده است/همشهری

پول کاغذی، دروغ اقتصادی عصر جدید

سه شنبه 13 تیر 1396 02:09 ق.ظ
نتیجه تصویری برای ‪Lie money‬‏

دروغ کلید شرّ است و راستی مایه ی نجات 
دروغ یعنی عدم مطابقت مدّعا با واقعیت 
دروغی که در اقتصاد گفته شده پول کاغذیه 
ارزش چنین مالی ، اعتباری و جعلی و قراردادیه نه واقعی و تکوینی و خود به خودی 
و این  یعنی « دروغ » 
وظیفه ی انسان در هستی به عنوان قائم مقام خدا و مستحقّ خلافت الّهی دو چیزه : 
1- شناخت هستی = علم 
2- همراهی با اون = عمل 
هر کجا انسان از حقیقت فاصله گرفته و دست به بدعت زده آسیب خورده 
مسلمان کسیه که حقیقت رو بشناسه و تسلیمش بشه 
هر مالی ارزشی حقیقی داره ( قیمت ذاتی هر چیزی به اندازه ی بهره ی مصداقی اون چیز از کماله ، و قیمت اون برای انسان به اندازه ی نفعی که به انسان میرسونه ) 
ارزش واقعی و تکوینی پول کاغذی به انداز ه ی قیمت کاغذه 
وقتی دروغ معیار سنجش باشه ، این ترازوی دروغین به ضریب 2 مفسده : یکی چون دروغه و دیگه چون میزان ( در محل سرایت به اغیار ) قرار گرفته
منجی انسان ، جریان حقیقته ؛ حقیقت رو دریابیم ...

نان؛ غذایی برای همیشه...

سه شنبه 13 تیر 1396 01:29 ق.ظ


با خوردن چند وعده غذای تکراری، میل به خوردن آن غذا کمتر میشود و شاید از بین برود.
ولی نان هیچ وقت برای انسان تکراری نمیشود و بی میل به آن نمیشویم.
نشان به آن نشانه که در طول زندگی بیشترین غذایی که میل کردیم نان بود و هرگز از خوردن مجدد آن گله نداشتیم و بی میل نشدیم.با خوردن چند وعده غذای تکراری، میل به خوردن آن غذا کمتر میشود و شاید از بین برود.
ولی نان هیچ وقت برای انسان تکراری نمیشود و بی میل به آن نمیشویم.
نشان به آن نشانه که در طول زندگی بیشترین غذایی که میل کردیم نان بود و هرگز از خوردن مجدد آن گله نداشتیم و بی میل نشدیم.


تیم سازی

سه شنبه 13 تیر 1396 01:27 ق.ظ


معمولا داشتن یک تیم خوب، کار‌ آسانی نیست.
چون یک تیم خوب، قابل خریدن، نیست. یک تیم خوب، چیزی آماده برای استفاده نیست. شما باید یک تیم خوب را بسازید و آنرا رشد دهید. 

 @sharif_tcp

ثروت پوشالی...

سه شنبه 13 تیر 1396 01:23 ق.ظ
یکی از بازیکنان تیم والیبال آمریکا، از خبرنگاری که می خواست با او سلفی بگیرد، پرسید:

اینجا همه چرا آیفون دارند؟ هر جا می رویم وقتی با ما عکس می گیرند، همه آیفون های مدل بالا در دست دارند، چقدر آیفون اینجا طرفدار دارد، نکند کارخانه آیفون در ایران است!

باید به ایشون گفت :

نه تنها کارخانه آیفون، که کارخانه پورشه و بنز و مازراتی هم در ایران است !!

اصلا تمام برندهای بزرگ دنیا در ایران تولید می شود ! 

اما اشتباه نکنید، ما ثروتمند نیستیم، ما فقیران پولداری هستیم که از شدت مصرف گرایی افسار گسیخته و اشرافیت دروغین، در حال ترکیدنیم..

ما به هر قیمتی باید با کلاس باشیم !

ما پنج نفری تو آپارتمان شصت متری تو هم می لولیم، اما تو آشپزخانه پنج متریمون یخچال ساید بای ساید داریم !!

ما در تمام سال ، بیست هزارتومن خرج کتاب نمی کنیم، اما پنج میلیون تومن برای تلویزیون ال ای دی پول می دهیم !!

ما در روز ده دقیقه پیاده روی نمی کنیم، اما یه تردمیل آخرین مدل گوشه خانه مان خاک می خورد !

ما خودمان نیستیم !!

یک کپی دست چندم از دیگرانیم !!

ما حالمان خوب نیست !

و هرچی درونمان داغون تر و خرابتر و افسرده تر میشود،

بیرونمان شیک تر و خوشگلتر و با کلاس تر !

هرچی غم هایمان بیشتر میشود، سرخاب و سفیداب صورتمان بیشتر میشود !

ما شبیه هدیه ی ارزان قیمتی هستیم که یک کاغذ کادوی شیک و رنگارنگ، به دورش کشیده شده است...

یک حباب بزرگ پر شده از هیچ!
و ما امروزه زندگی نمیکنیم، ادای زندگی کردن را در میاریم!!

اقتصاد فردی

سه شنبه 13 تیر 1396 01:22 ق.ظ
این که اقتصاد را از زیرشاخه های علوم اجتماعی دسته بندی کنیم صحیح است ؟ 
اقتصاد - عملی - برنامه ای برای سیر به بهترین وضعیّت مالی است .
خب آیا این سفر فقط برای جامعه است ؟ یا هر فردی اقتصاد خود را دارد پس برنامه ی خود را مقتضیست ؟ 
عرض ما این است که اگر بر فرض فقط یک فرد روی زمین زندگی می کرد باز هم نیاز به برنامه ی اقتصادی داشت . 
اقتصاد خرد از افراد سخن میگوید از حیثی که در جامعه حضور دارند . وقتی واقعاً میخواهیم ریز شویم نهایتاً به اقتصاد خانوار میپردازیم که البته جای خوشحالی دارد لکن نه همین را جدّی میگیریم و نه این به تمام معنا جای اقتصاد فردی را پر خواهد کرد . 
عمده ی اقتصاددان ها در حال بررسی و نظریه پردازی در اقتصاد اجتماعی هستند . 
آیا در طبقه بندی علوم ، جاگذاری اقتصاد در بین علوم اجتماعی کاری صحیح است ؟ 
لطفاً اهالی دانش اقتصاد پاسخ دهند : 
یک فرد در زندگی شخصی خود چه رابطه ای با اقتصاد دارد و کمال اقتصاد فردیش کجاست و چگونه میتواند به آن برسد ؟

معلم کیست وظیفه او چیست؟

سه شنبه 13 تیر 1396 01:02 ق.ظ



هدف تعلیم و تربیت باید آن باشد که در مردم آزاد فکری بپروراند و آنان را چنان بار بیاورد که با رغبت به بحثهای دیگران گوش کنند و چنانچه این بحثها به نتایجی که مورد دلبستگی آنان نیست منتهی گردید، خشمگین نگردند. هر جا تعصبات عمومی حکمفرما باشد، اعم از تعصبات ملی و نژادی و تنگ نظری‌های مذهبی، مدرسه‌ها باید آگاهانه کوشش خود را مصروف تعدیل و رفع این تعصبات کنند.






مشخص نیست که برنامه های آموزشی و تربیتی در پی کسب چه اهدافی تدوین و اجرا شده و می شوند/ ذکر عباراتی کلی از قبیل تربیت انسان هایی مسلمان و متدین، پرورش افرادی مطلع و آگاه و عباراتی از این دست هرگز سمت و سوی نظام آموزشی را تعیین نخواهد کرد. به بیان دیگر، در یک نظام آموزشی و تربیتی جامع نگر، هدف های تربیتی باید به طور شفاف، دقیق مشخص و تعریف شوند/ ، نظامی وجود ندارد که مسیر حرکت و شکل گیری تدریجی شخصیت کودک را در هر مرحله تحت نظارت قراردهد و سرانجام درانتها داوری نماید که کودک یا نوجوان 7 ساله پس از 12 سال آموزش و پرورش دارای چه ویژگی ها و خصلت هایی است ، چه دانش و مهارت هایی کسب کرده است، به کدام اصول و مبانی عقیدتی پای بند است و در راستای کدام هدف جامع حرکت می کند/ نمود آن را می توان در تربیت فارغ التحصیلان جوانی جست و جو کرد که طغیانگر و پرخاش جو، بی اعتنا به ارزش های اخلاقی و کم توجه به سنت ها و آداب فرهنگی، سست ایمان و ناآگاه به مسائل مذهبی (به طوری که حتی اکثرآنان احکام اولیه ساده را هم نمی دانند) خود باخته در برابر مظاهر تمدن غربی و سرانجام مضطرب و بدبین نسبت به نظام مدیریتی کشورند/ تمرکز تصمیم گیری و سیاست گذاری به عنوان مهمترین معضل و در حقیقت آفت نظام آموزش و پرورش کشور است/ تا زمانی که مشارکت مردم(نه به معنای پرداخت بخشی از هزینه های آموزش) به عنوان عنصر اساسی نوسازی و اصلاح نظام آموزش و پرورش مطرح و مورد عمل قرار نگیرد مشکلات آموزش و پرورش نیز حل نشده و حتی تشدید هم خواهد شد/ مدیران مدارس در انتخاب کارکنان و کادر آموزشی نقشی ندارند/ از دیگر مشکلات نظام موجود آموزش و پرورش ، نابرابری قدرت والدین ( به عنوان مشتری ) و آموزش و پرورش ( به عنوان فروشنده و کارگزار خدمت ) به نفع فروشنده است/ منشاء این نارسائی در رایگان بودن آموزش است و چون اولیاء دانش آموزان برای تحصیل فرزندان خود وجهی پرداخت نمی کنند و در نتیجه زیانی را متصور نمی بینند – و عموماً تربیت و آموزش فرزندان را از وظایف آموزش و پرورش می دانند - مسئولیتی برای اظهار نظر نمی پذیرند و در اصل سخنی برای گفتن ندارند. چرا که اعتقاد دارند که نظارت آنان برکار مدارس و مدیران اثر بخش نخواهد بود/ زمینه های تسهیم سود و زیان مادی و معنوی نظام آموزشی و به طور مشخص در مدارس، برای کلیه کارکنان فراهم شود زیرا این امر احساس پویایی را در افراد بر می انگیزد/ برای تحقق این هدف ضروری است ماده مواد 8 و 11 قانون شوراهای آموزش و پرورش در استان ها و ... مصوب 1372 به اجرا در آید. به بیان دیگر ، لازم است اعتبارات دولت به صورت سرانه دانش آموزان در اختیار مدیر مدرسه قرار گیرد و حقوق معلمان و سایر هزینه ها از این محل پرداخت شود/ برای رفع عدم موازنه قدرت بین والدین و مدارس، دولت می تواند معادل سرانه دانش آموز ، اوراق بهادار در اختیار والدین قرار دهد. این اوراق به هنگام ثبت نام ( در مدارس دولتی و غیر دولتی ) به مسئولان مدرسه تحویل می گردد و دریافت اوراق بهادار بیشتر به معنای بهره مندی بیشتر از منابع مالی است....


http://sedayemoallem.ir/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA/item/7418-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%88-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF

سیستم آموزشی غلط و محافظه کارانه خانواده و مدرسه

 

 

 

بعضی از موقع ها بررسی یك سیستم وقتی در خارج آن نشسته ای به مراتب ساده تر از موقعی است كه در داخل آن با خود سیستم به كلنجار مشغول هستی . از موقعی كه به كانادا امده ام احساس می كنم با توجه به مقایسه ای كه می توانم فرهنگ ایران را با سایر فرهنگ ها كنم درك پیچیده تری از خواص فرهنگی ایران به دست آورده ام. در این نوشته سعی خواهم كرد به بعضی از مشكلات اصلی نظام آموزشی ایران بپردازم. این پردازش به معنی نفی بسیاری از صفات پسندیده ایرانی ها نیست، بلکه نگاه به مشکلات و حل آن برای هر چه بهتر کردن فرهنگ ایرانیست.

 

سیستم ارزش گذاری غلط منجر به سیستم آموزشی غلط می شود. آنچه كه كودك ایرانی در مدارس و در خانواده باید یاد بگیرد متاسفانه فاقد بعضی از ضروری ترین نیازهای یك انسان ایرانی است كه آن هم ناشی از سیستم غلط ارزش گذاری می باشد. سیستم آموزشی از دو جهت غلط است. 1: آنچه كه به فرد یاد می دهند . 2: آنچه كه فرد را به یاد گرفتن آن تشویق می كند.

 سیستم آموزشی خانواده و مدرسه در ایران سیستم آموزشی بسته و فاقد جندجانبه نگریست. به این معنی كه كودك در این سیستم آموزشی فرصت امتحان بعضی از استعدادهای خود را نمی یابد و به نوعی در بسیاری از استعدادهای خود سركوب می شود و از طرف دیگر فرد به علت فرهنگ غلط ارزش گذاری از رفتن به سوی استعدادها و آرزوهای خود ناامید می شود .

 

یک: آنچه که به فرد یاد می دهند:  به طور مثال توانایی كار گروهی در ایرانیان به علت فقدان كارهای گروهی در دبستان ها و سایر مقاطع دچار نخوت و افول می شود و كلاًَ نوجوان در سیستم آموزشی ایران یاد می گیرد كه فردی عمل كند. در كنار آن دانش آموز ایرانی در مدرسه یاد نمی گیرد كه چگونه رفتار خود را برای كار كردن با جمع پیچیده و منعطف كند و همین عدم آموزش منجر به آن میشود كه فرد در محیط های كار آینده خود به مشکل بر بخورد.

 

نظام آموزشی خانواده ایرانی در ایجاد یك شخصیت كاری معمولا شكست می خورد. ریشه شكست آن است كه خانواده (و جامعه) ایرانی فرزند خود را فردی پر توقع، مغرور و در عین حال بدون اعتماد به نفس كافی پرورش می دهد و همین امر باعث می شود كه جوانان ایرانی در بازار كار تنها دنبال كارهایی باشد كه نیازی به فعالیت فراوان و خلاقیت زیاد نداشته باشد و تنها سعی كنند كاری راحت با كلاس و روزمره و نه لزوما مفید انجام دهند. حتی اگر این به قیمت آن باشد كه سالها وابسته مالی خانواده باشند. جدا از آن عدم وجود اعتماد به نفس كافی که ریشه در ایده آل گرایی دارد، منجر به آن میشود كه بسیاری از جوان های ایرانی همه چیز را در آن ور مرزها ببینند. كه این خود باعث می شود كه  بسیاری از تكنولوژی ها  و الگوریتم های ما کاملاً وارداتی باشد. وارد كردن علوم و تكنولوژی و الگوریتم ها در حالت كلی كار مناسبی است اما به شرطی كه به آنچه که خود داریم واقف و معترف باشیم و بتوانیم آنچه را می گیریم را هم نقد كنیم و متناسب با سیستم جامعه ایران کنیم.

 

در سیستم آموزشی ایران بسیاری از نیازهای فردی یك انسان مورد توجه قرار نمی گیرد. به طور مثال چگونگی پرداختن به نیازهای غریضی مثل تغذیه و مسائل جنسی در كتاب های درسی ایران جایی ندارد. آنچه كه بسیار خنده دار می نماید آن است كه مسایل جنسی كه از دیدگاه بسیاری از روانشناسان غریزه اصلی یك انسان است به طور كامل در نظام آموزشی ایران حذف و مورد انكار قرار می گیرد. حال سوال آن است كه جوان ایرانی كجا و چگونه قرار است با روابط خود با جنس مخالف آشنا شود. آنچه که مسلم است این است كه ریشه بسیاری از مشكلات خانوادگی و اجتماعی ناشی از ندانستن حداقل اطلاعاتیست كه در كشورهای پیشرفته دانستن آن بدیهی می نماید(با این كه بسیاری از مردم در همین  كشور های پیشرفته به دلایل مختلف مانند نفوذ كلیسای كاتولیك تمام اطلاعات لازم را ندارند) . به طور مثال معلمی كه كلاس صبح را خشمگینانه شروع می كند، ناشی از آن می تواند باشد كه شب خوبی سپری نكرده باشد و یا وجود بعضی از ناراحتی های روحی در بسیاری از زنان متاهل ایرانی ناشی از براورده نشدن نیازهای جنسی زن است كه اگر به او و جفتش آموزش می دادند شاید او به چنین مشکلاتی برخورد نمی کرد. در مورد مسئله تغذیه یك دانش آموز رشته ریاضی فاقد آگاهی لازم از نیازهای تغذیه روزانه خود می باشد. به طور مثال یك فارغ التحصیل ریاضی شاید نداند كه نیاز روزانه او به انواع ویتامین به چه میزان میباشد یا یک سیستم تغذیه خوب چگونه است. جدا از آن من بر این عقیده هستم که نیاز دانش آموز رشته ریاضی ما به دانستن تاریخ صحیح ایران و جهان بیش از آن چیزی است که به او یاد می دهند. چرا که با دانستن تاریخ است که شهود فرد از مسایل اجتماعی بالا می رود. 

 

با اینكه خود من علاقه مند شدید علوم ریاضی میباشم برایم جای بسی سوال است كه آیا یك دانش آموز رشته ریاضی فیزیك باید تا این حد آشنا به مثلثات و هندسه باشد؟ آیا دانستن بسیاری از مسائل روزمره و اجتماعی برای او ضروری تر نیست؟ آیا نمی شد بسیاری از این مباحث را بعد از ورود او به دانشگاه به او تعلیم داد یا اختیاری کرد؟ آیا وقتی اكثریت دانش آموزان مدارس قرار نیست وارد دانشگاه شوند مطالب  ضروری تری برای یاد گرفتن برای آنها وجود ندارد؟ سوال اصلی این است که احتیاجات اصلی دانش آموزان ایرانی که اکثر آنان قرار است به همین تحصیلات بسنده کنند چیست؟

علوم انسانی در ایران بیشتر از آنچه كه تحلیل و ریشه یابی مسائل انسانی و اجتماعی باشد، علومی حفظی است كه سعی دارد مطالب را به سبك مكتب خانه های قدیم  قطعی و حفظی بیان كند، در حالی كه واقعیت علوم انسانی چیزی جز همین تحلیل و بررسی و شك نیست.

 

 دوآنچه كه  فرد به یاد گرفتن آن تشویق می شود: بزرگترین مشكل در این سیستم بسته، نا امید كردن فرد از حركت به سوی استعدادهای خود می باشد. به طور مثال استعدادهای هنری در سیستم آموزشی ایران نا خود آگاه سركوب می شود. چرا كه فرد منزلت اجتماعی بالاتری در بسیاری از رشته های علمی و مهندسی می بیند كه این منزلت نه ناشی از نیاز اجتماعی بلكه ریشه در فرهنگ معیوب كشور دارد. چرا كه نیاز به بسیاری از رشته های هنری به مراتب بالاتر از بسیاری از رشته های مهندسی است. از همه بدتر جایگاه پایین رشته های علوم انسانی و اقتصادی در سیستم فرهنگی ایران است كه كاملا فرهنگ خلاف آن در كشور های پیشرفته دنیا برقرار است و بسیاری بر این عقیده اند كه این یكی از كلیدی ترین ریشه های عقب ماندگی ایران می باشد. در كشور های صنعتی علاقه مردم به انتخاب رشته های بازرگانی، مدیریت و اقتصاد كاملاً بالاتر از رشته هایست كه در ایران به عنوان بهترین و با کلاس ترین رشته ها شناخته می شوند. سیستم ارزش گذاری غلط و منجمد در سیستم آموزشی ایران منجر به آن شده است كه ارزش رشته نه بر اساس نیاز فرد یا اجتماع بلكه بر اساس معیارهای فرهنگی غلط تعیین شود. 

خلاقیت در سیستم آموزشی ایران مورد تشویق قرار نمی گیرد . چرا كه ارزش گذاری اجتماعی چنان منجمد و كوته نظرانه است كه فرد را از تردید در بسیاری از رفتارهای اجتماعی باز می دارد و او را تشویق می كند كه فردی محافظه كار و همرنگ اطرافش باشد. سیستم خانواده ایرانی مسیر موفقیت را چنان مشخص می بیند كه هر مسیر دیگری را برای فرد یك جاده مه آلود توصیف میكند و همین یگانگی راه موفقیت است كه جلوی نو آوری را درایرانی می بندد.این در حالی است كه هر انسان ظرافت های روحی خود را دارد و مسیر خوشبختی او در مسیری منحصر به فرد برای خود اوست. چه جنایتی بالاتر از آنكه ما انسان های آزاد را در قفس ارزشگذاری خود اسیر كنیم كه هم به او ضربه زده ایم و هم به اجتماعی كه آنرا از كارایی او محروم كرده ایم.

 

جامعه ایرانی چنان علاقمند به تبیین یك سیستم ملاك گذاری موفقیت كلاسه شده و جهان شمول است كه هر چیزی را درجه بندی می كند. به طور مثال دانشگاه های كشور بدون توجه به قوت های فردی هر كدام دارای جایگاهی به نسبه ثابت در لیست ارزشگذاری انتخاب رشته داوطلبان ورود به دانشگاه ها می باشد و این امری بسیار خنده دار است چون هر داوطلب قاعدتا از تحصیل خود در دانشگاه باید دنبال هدفی فردی و رشته ای خاص باشد .

 

نمونه ای دیگر از سیستم ملاك گزاری، سیستم ارزشگذاری محلات یك شهر می باشد. فكر می كنم كه انتخاب محل زندگی جدا از اینكه ملاك های مشتركی بین همه مردم دارد دارای خصوصیات كاملا فردی می باشد. به طور مثال نزدیكی به محل كار میزان علاقه به شلوغی، نزدیكی به محل تحصیل فرزندان ، نزدیكی به قوم و خویشان و بسیاری از ملاك های دیگر باید نقش موثرتری در انتخاب منزل یك خانواده داشته باشد. ولی متاسفانه به حدی سیستم ارزش گذاری ثابت و مشخص است كه خانواده ایرانی پز و افه اجتماعی را در اكثر اوقات به راحتی خود ترجیح می دهد.

 

نمونه ای دیگر از این خاصیت فرهنگی عجیب ابرانی در هنگام ارزیابی زندگی در كشورهای خارجی نمود پیدا می كند. با اینكه خود من قبول دارم كه فیلم ها و رسانه های خارجی نقش اساسی در ایجاد این ارزیابی غلط دارند ولی این خاصیت فرهنگ ایرانی به نوعی در تشدید آن موثر است. چنان ایرانیان از زندگی خوب در آمریكا صحبت می كنند و چنان در ارزبابی ها ی خود برای زندگی در خارج كشور آمریكا را مدینه فاضله می دانند كه آدم شك می كند كه گویا اینان سالهاست كه در آنجا زندگی كرده اند. این در حالی است كه جامعه سرمایه داری و كاملا راست (از لحاظ فرهنگی و اجتماعی) و از لحاظ فرهنگی سنتی آمریكا دارای مشکلات نه چندان کمی است و یك جامعه كاملا راست مثل آمریكا دارای فاصله طبقاتی عظیم و نا امنی بالا می باشد. كلا این زود باوری و ظاهر نگری كه سبب آن می شود كه عده ای آمریكا را از فیلم های آن بشناسند، ریشه در سیستم آموزشی ایران دارد كه جای شك كردن را از جوانان می گیرد و به او یاد نمی دهد كه هر ظاهری باطن بسیار پیچیده ای دارد که یافتن آن به این آسانی نیست.

 

 

حنیف بیات موحد

http://www.hanifworld.com/Iran-education.htm


مشكلات مدارس هوشمند در ایران

سه شنبه 13 تیر 1396 12:16 ق.ظ





هرچند توسعه مدارس مجازی و هوشمند درسال های اخیر دردستور كار مسئولین قرار گرفته ولی مشكلاتی وجود دارد كه مانع توسعه همه جانبه آن می گردد مهمترین مشكلات پیش روی توسعه مدارس هوشمند در كشور را می توان به شرح ذیل دسته بندی كرد:

 

مشكلات مدارس هوشمند در ایراننبود قوانین و مقررات مورد نیاز در وزارت آموزش و پرورش یكی از این مشكلات می باشد با توجه به این كه در مدارس هوشمند، كنترل، نظارت و ارزشیابی مبتنی بر فن آوری رایانه بوده و به صورت هوشمند انجام می شود، بستری های قانونی مورد نیاز این مدارس با مدارس سنتی متفاوت است(صادقی مقدم،1387). نبود مقررات در این زمینه باعث ایجاد مشكلات متعدد در مدرسه هوشمند شده است. به عنوان مثال معلم خود را برای ایجاد محتوای درس چندرسانه ای موظف نمی داند و اگر هم معلمی با علاقه شخصی محتوای درسی را تهیه كند محل قانونی برای پرداخت و جبران مالی وجود ندارد.

 

مشكلات مدارس هوشمند در ایرانساختار و تشكیلات مدارس ایران كلا سنتی است و در آن فن آوری اطلاعات جایگاهی ندارد. توجه به این نكته كه فن آوری اطلاعات در مدارس هوشمند نقش كلیدی و تعیین كننده دارد(جلالی، 1388)، لزوم تناسب ساختار و تشكیلات مدارس كشور را با فن آوری اطلاعات مشخص می سازد.

 

مشكلات مدارس هوشمند در ایرانباورهای فرهنگی جامعه ما بویژه اولیای دانش آموزان نیز یكی از موانع بزرگ در مسیر طرح مدارس هوشمند است . هنوز با توجه به گذشت چندین دهه از تولید این گونه فناوری ها متاسفانه فرهنگ استفاده از آن چندان رونق نیافته و مقاومت های زیادی در این مسیر وجود دارد و در بسیاری از خانواده ها تلقی نادرستی از این مقوله موجب شده تا این تكنولوژی به عنوان یك نامحرم فرض شود و از ورود تجهیزات الكترونیكی به منزل خودداری شود لذا فرزندان چنین خانواده یی سخت با مشكل مواجه خواهند شد .

 

مشكلات مدارس هوشمند در ایرانمتاسفانه علی رغم پیشرفت قابل توجه این علم در دنیا به دلایل محدودی هنوز شبكه های ارتباطی كشور بسیار نامناسب است و برقراری تعاملات اینترنتی مخابراتی چندان آسان نیست (جلالی، 1388) . خطوط عادی تلفن جوابگوی نیازمندان نبوده و مشكلات این سیستم انگیزه كاری را از افراد سلب می كند، بنابراین مسوولان مربوطه می بایست چاره یی اساسی برای رفع این معضل بیندیشند .

مشكلات مدارس هوشمند در ایران

مشكلات مدارس هوشمند در ایرانمشكل اقتصادی بسیاری از خانواده ها برای تامین حداقل یك دستگاه كامپیوتر یكی از مهمترین موانع موجود در مسیر موفقیت مدارس هوشمند است و این مساله زمانی بیشتر محسوس خواهد بود كه مدارس هوشمند در مناطق مختلف تعمیم داده شود چون، در حال حاضر حتی درصد قابل توجهی از دانش آموزان مناطق برخوردار نیز امكان تهیه كامپیوتر در منزل را ندارند. 

 

از آن جایی که زیر ساخت مدارس هوشمند بر اساس فن آوری اطلاعات و ارتباط است مشکلات زیر هم برای استفاده از این فن آوری وجود دارد:

   

1- کمبود نیروی انسانی متخصص در اجرای نرم افزاری و سخت افزاری فناوری‏های آموزشی در مدارس            

2-  افزایش هزینه های آموزشی در کوتاه مدت

3- فقدان برنامه های راهبردی و اعمال سلیقه های فردی در بکارگیری فناوری‏های آموزشی (نگاه سخت افزاری به توسعه فناوری تهدیدی جدی است )

مشكلات مدارس هوشمند در ایران

4- همراه نبودن معلمان با فناوری‏های آموزشی (چون اغلب معلمان آمادگی كافی برای بهره مندی از فن‏آوری آموزشی نوین را ندارند كه این عدم آمادگی به نوعی مقاومت در برابر تغییر و نوآوری تبدیل می شود.)

5- در دانشگاه های كشور، در زمینه تخصص‎‏های مرتبط با كاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش بویژه تهیه محتوای آموزشی مناسب و نرم افزارهای لازم، فعالیت آموزشی قابل توجهی صورت نمی گیرد.

6- ناكارآمدی شبكه و تجهیزات مخابراتی كشور در تامین ارتباط آسان، ارزان و مطمئن برای استفاده از فناوری آموزشی

7- فقدان قوانین مناسب برای دفاع از حقوق مادی و معنوی پدید آورندگان نرم افزارهای آموزشی

8- نامناسب بودن ساختار فیزیکی اکثر مدارس برای اجرای پروژه های فناوری آموزشی

 9- عدم تامین اعتبارات و منابع مالی برای توسعه فناوری‏های آموزشی در مدارس (بودجه کافی برای تجهیز مدارس و استقرار شبكه های داخلی، طراحی، تدوین و تولید محتوای برنامه ها و نرم افزارهای لازم می باشد.)

10- عدم حمایت کافی از بخش خصوصی به عنوان سربازان اصلی توسعه فناوری آموزشی در کشور

11- نبود فضای آزمایشگاهی مناسب و استاندارد با ایمنی کامل در مدارس.

12- عدم تجهیز آزمایشگاه های مدارس از نظر مواد و ابزارهای آزمایشگاهی

13-  نبود متصدی مجرب و متخصص در زمینه ی انجام کارها و فعالیت های آزمایشگاهی در مدارس در هر یک از دروس علوم پایه

14- در اختیار نبودن بودجه آزمایشگاهی زیر نظر مدیران شهرستان ، و خرید کیت های تکراری در هر سال بدون توجه به نیاز های واقعی مدارس

16- عدم تجهیز آزمایشگاه به رایانه و شبکه اینترنت و نرم افزارهای آزمایشگاه مجازی      

منابع:مشكلات مدارس هوشمند در ایران

 پیوندها:

تعریف و اهداف مدارس هوشمند

ویژه گی های مدرسه هوشمند از ابعاد مختلف

بررسی مدارس  هوشمند در ایران

فاصله ما تا مدرسه هوشمند مطلوب

 

بخش پژوهش های دانش آموزی تبیان، تهیه: زهرا انصاری

تنظیم: نسرین صادقی

http://article.tebyan.net/226672/%D9%85%D8%B4%D9%83%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86










موانع آموزش و پرورش خلاق

دوشنبه 12 تیر 1396 12:25 ق.ظ


موانع آموزش و پرورش خلاق
مهندس احمد حج فروش









توسعه نیافتگی کشورهای جهان سوم (که ایران نیز جزو آنها است) و تحولات روزافزون علوم و فناوری جوامع پیشرفته و در حال توسعه، متکی بودن هزینه های تعلیم و تربیت به دولت و افزایش سطح توقعات مردم برای مطالبه آن، کمبود منابع مالی برای ساخت، تجهیز و اداره مدارس و پیچیدگی روشهای جلب مشارکت مردم در امور تعلیم و تربیت را می‌توان جزو مشکلات بیرونی نظام آموزش و پرورش برشمرد که بسیاری از کشورهای جهان مثل کشور ما با آن مواجه هستند.پایین بودن سطح حقوق و دستمزد معلمان و عدم امکان جذب افراد مستعد و با سطح هوش بالا برای این شغل مهم (که همین امر موجب کم ارزش شدن شغل معلمی شده و حتی هوشمندان شاغل در مدارس را نیز تحت تأثیر قرار داده است.) سایه شوم و غول آسای کنکور سراسری بر نظام آموزشی کشور (به ویژه در دوره متوسطه)، که ناکارآمدی این دوره تحصیلی را به دنبال داشته است، نیز جزو مهمترین مشکلات بیرونی آموزش و پرورش محسوب می شود.

مشکلات درونی

روشهای فعلی گزینش، جذب، تربیت و نگهداشتن نیروی انسانی شاغل در آموزش و پرورش، ناکارآمدی نظام انتخاب مدیران به ویژه در سطح ادارات آموزش و پرورش (اعم از ستادی، استانی و منطقه ای)، عدم پویایی در مدیریت آموزشگاه ها به ویژه در زمینه جلب مشارکت اولیا و معلمان برای اداره بهتر مدارس، ناکارآمدی نظام کنترل، نظارت و ارزشیابی علمی از برنامه ها، طرحها، روشها و عملکردها کم اثربخش بودن برنامه های درسی موجود، به علت مبتنی نبودن بر نتایج تحقیقات علمی و عدم انطباق با دانش و فناوری روز٫ پایین بودن سواد علمی معلمان و عدم انگیزه و علاقه آنها برای تدریس فعال در کلاسهای درس نبودن عشق به آموختن، محبت و روابط انسانی و صمیمی بین کادر مدیریت مدارس، معلمان و دانش آموزان و در نتیجه کمبود نشاط در مدرسه نیز از مهمترین مشکلات درونی آموزش و پرورش است.

البته شاید ده‌ها مشکل دیگر را بتوان احصا کرد، لیکن اگر آموزش و پرورش بتواند ظرف ۲۰ سال آینده همین ۱۲ مشکل بیرونی و درونی را حل کند، بی شک آموزش و پرورش ما از سال ۱۴۰۰ به بعد مسیر تحول کیفی را طی خواهد کرد.

ارتباط برنامه‌های آموزش و پرورش با برنامه های توسعه کشور

چند سال است که مدرسه محوری مطرح شده و برنامه هایی در جهت تحقق درازمدت این امر به اجرا گذاشته شده است. در حال حاضر مدیران مدارس به وسیله معلمان انتخاب می شوند. اما نمی‌توان گفت معلم در مدرسه سالار است. دانش آموز هم سالار نیست. بلکه بیشتر روزمره گی سالار است.

شوراهای دانش آموزی با انتخاب دانش آموزان ایجاد شده است، لیکن تا ایفای نقش شوراهای دانش آموزی در مدارس و مناطق، راه درازی در پیش است. اگر برنامه های جدید و دقیق زودتر تهیه و به مرحله اجرا گذاشته شود و از روزمره گی و عادت‌های نامطلوب پیشین زودتر عبور کنیم، به مدرسه محوری نزدیکتر خواهیم شد. هر چند کشور ما در ابعاد گوناگون توسعه نیافته است؛ لیکن به تجربه اثبات شده که بخشهایی که دارای درآمدهای اختصاصی هستند (مثل وزارت نیرو، پست و تلگراف و تلفن، وزارت صنایع و معادن، بازرگانی، شهرداریها و…) می‌توانند تا حدودی پاسخگوی بخشی از نیازهای ضروری مردم مثل آب، برق، تلفن، ارسال مراسلات، خودرو، مواد غذایی، آسفالت، فضای سبز، علایم راهنمایی و رانندگی و… باشند. لیکن بخشهای اجتماعی مثل آموزش و پرورش، آموزش عالی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، کار و امور اجتماعی و مسکن و شهرسازی و… که فاقد درآمد هستند، به سختی قادر به تأمین حداقل نیازهای مردم هستند.البته در مقایسه کیفی ارایه خدمات و محصولات، چه بخشهای فاقد درآمد و چه بخشهای دارای درآمد، متأسفانه محصولات و خدمات ارایه شده، کمتر در حد استاندارد است.

به طور کلی در همان روستایی که دارای آب، برق، گاز، تلفن، خانه بهداشت و پزشک و مدرسه است کیفیت خدمات هیچ دستگاهی نسبت به دیگری رجحان ندارد. در این زمینه همه این خدمات به طور هماهنگ دارای نارسایی‌های هستند، که مدیریت و منابع انسانی بیشترین نقش را در کیفیت توسعه همه جانبه و پایدار به عهده دارد.بنابراین می‌توان گفت، برنامه‌های آموزش و پرورش به همان میزان در جهت توسعه همه جانبه و پایدار است، که برنامه‌های سایر بخشها است.

هر گاه رویکرد طراحی برنامه های درسی (اهداف، محتوای آموزشی، روش های یاددهی _ یادگیری، ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان، وسایل و امکانات آموزش) مبتنی بر توسعه همه جانبه و پایدار باشد؛ کادر مدیریت مدرسه و معلمان نیز ضمن طی آموزشهای ضمن خدمت در این زمینه در اجرای چنین برنامه هایی ذینفع باشند؛ و آنها که این برنامه ها را (با روشهای پیش بینی شده) اجرا نمی کنند متضرر شوند؛ از سوی دیگر با استفاده از همه وسایل ارتباط جمعی ارزش و منزلت اجتماعی پژوهش و پژوهشگر در جامعه تبلیغ و توجیه شود، با استفاده از روشهای تشویق و ترغیب، آنها که سعی خود را در اجرای برنامه‌های جدید به کار می برند با نظارت و ارزشیابی مستمر برنامه جدید، می توان به کارآیی و اثر بخشی این برنامه ها (که تربیت دانش آموز پژوهنده و خلاق هدف آن است) امیدوار بود.چگونه، می توان به شکوفایی نظام تعلیم و تربیت کمک کرد!دسترسی به آموزش و پرورش خلاق، کارآمد و پویا جزو آرمانهای همه مربیان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت و به طور کلی آرزوی تحقق نیافته بسیاری از مردم جهان است.به نظر می رسد در اولین گام بهتر است مؤسسات پژوهشی در آموزش و پرورش، با استفاده از تحقیقی کیفی و همه جانبه، عوامل بازدارنده در راه نیل به چنین آموزش و پرورش آرمانی را شناسایی نمایند.متأسفانه این عوامل بازدارنده کم نیستند، از ایجاد رعب و وحشت بین کودکان در کلاس تا حیاط و دفتر مدرسه، از تهدید و بدزبانی با دانش آموز تا منزوی کردن او؛ از فشار برای تحمیل نظر تا ضرب و شتم کودک، از نصیحت و موعظه های تکراری (که اثربخشی خود را از دست داده) تا تحقیر دانش آموزان و هتک شخصیت آنها، از مسخره کردن صاحب هر ایده و نظر نو (ولو مضحک به نظر برسد) تا گذاشتن نمره صفر در کارنامه دانش آموز، همه و همه این رفتارها جزو موانع آموزش وپرورش خلاق، کارآمد و پویا است.

تأکید بر حفظ مطالب بدون درک مفاهیم (به ویژه در دوره‌های راهنمایی و متوسطه)، تدریس مستمر به روش سنتی سخنرانی بدون مشارکت دادن دانش آموزان در فرآیند یاددهی- یادگیری، عدم ارجاع کار گروهی به دانش آموزان نبودن شادی و نشاط در کلاس درس، ندادن فرصت برای جبران کاستی‌ها، بروز استعدادها و علایق دانش آموزان، عدم ایجاد فرصت برای برقراری ارتباط عاطفی و صمیمی بین دانش آموزان و… و نظایر اینها همه عوامل بازدارنده برای تأمین آموزش و پرورش خلاق، کارآمد و پویا است.براساس نتایج چنین تحقیقی لازم است برنامه‌ای برای حذف عوامل بازدارنده خلاقیت تهیه و به اجرا گذاشته شود و همزمان به آنچه که در پاسخ به سؤال سوم گفته شد عمل شود.

راه آینده

اگر برنامه‌های آموزش و پرورش در جهت تربیت انسان مطلوب در نظام مردم سالار دینی ایران باشد و توسعه ملی را، توسعه همه جانبه و پایدار با هویت اسلامی بدانیم، پس از اجرای ۱۱ ساله برنامه‌های درسی که حداقل دارای ۵ رکن (اهداف، محتوای آموزشی، روش‌های یاددهی- یادگیری، ارزشیابی از آموخته‌ها و وسایل و امکانات آموزش) است، انتظار می رود براساس هدفهای از پیش تعیین شده، شهروند تربیت شده ما ضمن آنکه «آمادگی حضور فعال در جامعه و بازار کار را دارد، مهارتهای زندگی شرافتمندانه را کسب کرده و واجد روحیه حقیقت جویی، مطالعه، بررسی، تفکر، تعمق، تحقیق، نقادی و ابتکار باشد، ارزش کار را بشناسد و آمادگی و توانایی برای احراز یک شغل مولد (که در آن استعداد و علاقه دارد) را داشته باشد.»همچنین، از فارغ التحصیل دوره متوسطه انتظار می‌رود متخلق به اخلاق اسلامی و عامل به احکام و ارزشهای دینی باشد. حس هنری داشته و زیبایی‌های آفرینش را درک کند، روحیه «مشارکت و مهرورزی، احترام به بزرگترها، آزادمنشی، صلح جویی، رعایت حقوق دیگران، همدردی، عدالتخواهی، آداب معاشرت و استقلال شخصی» داشته باشد. نظرات دیگر را تحمل کند و واجد صفات: «ترجیح منافع ملی، توجه به اموال عمومی، مفید واقع شدن، حب وطن، احترام به پرچم و سرود ملی، حب شخصیتهای ارزشمند» بوده و روحیه «نقادی، فداکاری، مقاومت، رقابت گروهی سازنده، مشارکت در بحث‌ها، مهارت حل مسأله، توانایی استدلال کردن، توانایی تشخیص» داشته باشد و بالاخره، «رفتار مناسب، رعایت حقوق همسایگان، مشورت، قضاوت، عادلانه، کنترل عواطف، رعایت نوبت، حفظ محیط زیست و…» نیز از دیگر صفات بارز اوست.زیرا همه آنچه گفته شد از طریق برنامه های درسی (که تجلی عینی آن بیشتر در کتابهای درسی است) به کودکان، نوجوانان و جوانان در مدارس آموزش داده می‌شود، اما واقعیت این است که بسیاری از این اهداف برنامه درسی به عللی تحقق نمی‌یابد. کشف علل ناکارآمدی نظام آموزشی کشور از طریق تحقیقات آموزشی و تربیتی همه جانبه میسر خواهد بود. زیرا در راه تربیت شهروند مطلوب (جوان دیپلمه مؤمن، عامل به احکام دین و توانا برای ایفای نقش فعال در جامعه)موانع زیادی وجود دارد. بخشی از آن خارج از کنترل وزارت آموزش و پرورش است که به علت تأثیر نامطلوب بر برنامه‌های این دستگاه مهم کشور، بایستی برای رفع این موانع چاره اندیشی کرد، به عنوان مثال بنابر آنچه که در بخش الف این مقاله آمد نیازمند اقدامات اساسی زیر است:

۱- ضرورت توسعه همه جانبه کشور.

۲- افزایش سطح حقوق و دستمزد معلمان برای جذب افراد مستعد و باهوش بالا برای این شغل مهم.

۳- افزایش اعتبارات مورد نیاز و به کارگیری متخصصان متعهد برای اصلاحات اساسی برنامه‌های درسی و ارتقاء سواد علمی معلمان.

۴- کاهش مشکلات اقتصادی مردم، مثل: گرانی مایحتاج زندگی، تورم و بیکاری، که اینها عوامل زشت و شومی هستند که بر فرآیند یاددهی- یادگیری تأثیر نامطلوب گذاشته و بسیاری از دانش آموزان و معلمان را دچار سستی و نگرانی از آینده مبهم کرده است؛ لذا می‌بینیم که جوان ما در برابر این مشکلات خسته و فرسوده، عده ای به قصد استقلال مالی و یا کمک به معیشت خانواده مدرسه را ترک می کنند و برخی راه گم کرده و مسیری دیگر را می پیمایند که خلاف راه شهروند مطلوب شدن است.

۵- براساس نتایج تحقیق درباره آسیب‌های کنکور بر برنامه های درسی، روش گزینش و پذیرش دانشجو (کنکور) در حال حاضر یکی از مهم ترین موانع بهره وری نظام آموزشی کشور به ویژه در دوره متوسطه است. به طوری که هدف تک بعدی تست زدن بیشتر در مدت کمتر باعث عدم تحقق هدفهای آموزش و پرورش، بی اعتنایی نسبت به کتابهای درسی، گریز از روشهای یاددهی- یادگیری فعال و بی ارزش شدن امتحانات و ارزشیابی از آموخته‌های مدرسه ای و زوال فعالیتهای آزمایشگاهی، تحقیق، تفکر، ابتکار، خلاقیت و استفاده از وسایل سمعی و بصری شده است.

۶- استفاده نابجا از فناوری اطلاعات و ارتباطات و نبودن طرح و برنامه مناسب در کشورمان در این زمینه، باعث شده جاذبه های نگرش پلورالیستی جوامع مدنی که حکومت‌های غیردینی را تبلیغ و توجیه می‌کنند؛ بیش از پیش و به طور وسیع با کمک برنامه‌های خارجی و داخلی توسعه روزافزون یابد. بدیهی است بیشترین مخاطبان این نوع برنامه‌ها نوجوانان و جوانان کشور هستند، که آثار تبعی آن تاکنون ناهنجاریهای زیادی را در جامعه به دنبال داشته است.البته چه بخواهیم، چه نخواهیم، پدیده تکثرگرایی در حال گسترش است اما مگر نه اینست که مدعیان جامعه مدنی و متولیان پلورالیسم در غرب حتی حاضر نیستند یک دانش آموز دختر محجبه را تحمل کنند؛ پس چرا، برای خنثی کردن تهاجم فرهنگی دشمنانمان برنامه ریزی نکنیم. از طرفی مقابله با تهاجم فرهنگی فقط وظیفه آموزش و پرورش نیست (هر چند که فعالیتهای زیادی در جهت مبارزه با فرهنگهای وارداتی در مدارس انجام می شود).

۷- مانع دیگر عدم ارائه صحیح چهره ناب و زیبای اسلام است، که از طریق تکرار مطالب زائد و عملکرد ناصحیح برخی افراد که مردم از آنها توقع الگو بودن را دارند سر می زند.بدیهی است بد، سخت و خوف انگیز معرفی کردن اسلام و ارزشهای آن به مراتب اثر سوء بیشتری بر تربیت شهروند مطلوب دارد تا اینکه هیچ نگوییم.اصلح آن است که شرایطی به وجود آوریم تا جوانان ما خود با بررسی و تحقیق به آن ارزشها پی ببرند و عمل کنند. در چنین شرایطی، ضد ارزشهای حاصل از جوامع سکولار را می شناسند و آن را نقد می کنند. برای ایجاد چنین شرایطی نیاز به طرح‌ها و برنامه های مدبرانه است نه تکرار بی رویه نمایش سریالهای کم محتوا و فاقد ارزشهای متعالی انسانی در سیمای جمهوری اسلامی ایران.

۸- کاستی های رسیدگی به تعلیم و تربیت کودکان، نوجوانان و جوانان در خانواده و واگذاری همه مسئولیت های تربیتی از سوی خانواده به مدرسه به علت مشغله زیاد اعضای خانواده.

۹- مشارکت ناچیز مردم و معلمان در اداره امور مدرسه.

علاوه بر این، مشکلات درونی آموزش و پرورش نیز کم نیستند که از روش انتخاب معلمان گرفته تا انتصاب مدیران (در سطوح گوناگون تصمیم گیری) را در برمی‌گیرد. همچنین، رویکرد برنامه‌های درسی برای تربیت شهروند مطلوب دارای اشکالات اساسی است و تا طی مسیر کمال راه درازی در پیش دارد.

پایین بودن انگیزه و علاقه معلمان برای حضور فعال، شاداب و مؤثر در کلاس های درس و عدم وجود روابط انسانی مطلوب بین معلمان، کادر مدیریت و دانش آموزان که مستلزم بازنگری و اصلاح است و بالاخره نبودن روش‌های سیستمی اثربخش در ارزیابی عملکرد مدارس، کارکنان و دانش آموزان نیز می تواند به عنوان موانع اصلی در تربیت شهروند مطلوب معرفی شود.لذا قبل از اتخاذ تصمیم در انتخاب رویکردی خاص برای تربیت شهروند مطلوب در جهت توسعه همه جانبه و پایدار، با حفظ هویت دینی، لازم است روش‌های رفع هر یک از موانع مورد بررسی قرار گیرد و طی یک برنامه درازمدت (به طوری که هر سال حداقل یک گام در جهت رفع موانع و ایجاد فرصت جدید برداشته شود) زمینه تربیت شهروند مطلوب فراهم گردد. بی‌شک اصلاح به مرور برنامه‌های درسی و آماده سازی معلمان برای اجرای برنامه‌های جدید می‌تواند مهم‌ترین گام‌ها برای رفع موانع مهم در همه دوره‌های تحصیلی مدنظر قرار گیرد. در دوره های متوسطه و پیش دانشگاهی، مهم ترین مانع، روش فعلی گزینش و پذیرش دانشجو است که بسیاری از جوانان ما را از هرچه درس و معلم و مدرسه است بیزار و متنفر کرده، در حالی که راه حل آن در بند ۲ ماده ۲۵ راهکارهای برنامه سوم توسعه آمده است.

بی شک از طریق بها دادن به ارزشیابی‌های مدرسه‌ای تحت نظم ویژه به حساب آوردن توانایی‌های مهارتی دانش آموزان قابل رفع است. اما متأسفانه سازمان سنجش آموزش وزارت علوم حاضر نیست به این راه حل منطقی و علمی که از چهار سال پیش دولت تکلیف کرده عمل کند. در چنین شرایطی ما حداقل گام‌های اساسی را در جهت تربیت شهروند مطلوب برمی‌داریم. گام‌های بعدی برای تربیت شهروند مطلوب، نیز می‌تواند به مرور، پس از رفع موانع و با کمک دولت برداشته شود. شکی نیست که اگر آموزش و پرورش مورد حمایت قرار گیرد و برنامه‌های تحول در منابع انسانی آن تقویت شود، در درازمدت به این قابلیت نایل خواهد شد.از آنجا که آموزش و پرورش بزرگترین دستگاه دولت است و هرگونه افزایش حقوق و دستمزد کارکنانش در فصل اول بودجه با ضریب میلیونی و هرگونه افزایش بودجه برای توسعه کمی و کیفی خدماتش به مدارس در بقیه فصول بودجه با ضریب چند ده هزار مواجه است. لذا دولت تاکنون نتوانسته است مشکلات مالی جاری آموزش و پرورش را پاسخگو باشد و همه ساله بودجه آموزش و پرورش با کسری تنظیم می شود. لذا مسایل جاری و بحران‌های مالی آموزش و پرورش همواره مانع بزرگی برای تهیه برنامه های بلندمدت و آینده نگر در این دستگاه مهم دولت بوده است.

۱- برای نیل به آموزش و پرورش با کیفیت بهتر، پیشنهاد می شود به مرور آموزش و پرورش از احداث و توسعه مدارس جدید پرهیز کرده و مثل بسیاری از کشورهای جهان، توسعه آینده و اداره بخشی از مدارس کشور را به شهرداری‌ها، نهادهای غیردولتی، تعاونی‌ها و بخش خصوصی واگذار نماید. دولت نیز با حمایت مالی و امکانات (به ویژه از طریق افزایش سهم وام‌های احداث و اجاره واحدهای آموزشی، زمین و تجهیزات) این سیاست را پشتیبانی نماید.

۲- به موجب قانون اساسی، درست است که آموزش و پرورش دانش آموزان تا پایان دوره متوسطه رایگان است؛ لیکن اگر فرض کنیم فارغ التحصیل دوره متوسطه پس از ۵ سال نخست که در محلی اشتغال می‌یابد حاصل کار او (که آموزش‌های مدرسه‌ای در آن نقش داشته) باعث ارزش افزوده‌ای می‌شود که می‌توان آن را سود سرمایه گذاری دولت از طریق آموزش و پرورش رایگان تلقی کرد.در چنین شرایطی اگر دولت ۵ درصد از سود سرمایه گذاری خود را که هر شاغل با کار کردن خود نصیب کارفرما می کند از کارفرما طلب نماید؛ هرچند سهم هر کارفرما مبلغ ناچیزی است، لیکن در جمع کل کشور مبلغ قابل توجهی خواهد شد که می‌تواند صرف بهبود کیفیت آموزش مدرسه‌ای شود. این روش حتی می‌تواند به دانش آموختگان آموزش عالی تسری داده شود و درآمد آن صرف بهبود کیفیت آموزش عالی کشور شود.

منابع:

۱- حج فروش، احمد، آسیب‌های کنکور بر برنامه‌های درسی دوره‌های متوسطه پیش دانشگاهی و ارایه روش رفع آسیب‌ها.

۲- اهداف برنامه درسی در جمهوری اسلامی ایران.

۳- برنامه سوم توسعه جمهوری اسلامی ایران.

۴- سند چشم انداز و اهداف راهبردی برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران.



http://www.ettelaat.com/etiran/?p=104458

آموزش در خانه

دوشنبه 12 تیر 1396 12:11 ق.ظ

آموزش در خانه نوعی از آموزش به کودکان است که در داخل خانه صورت می‌گیرد. این آموزش غالباً توسط والدین یا معلم خصوصی انجام می‌شود. مدرسه خانگی یا مدرسه در منزل (به فرانسوی: École à la maison) عبارت است از آموزش و تعلیم کودکان در منزل، که نوعاً بوسیله خود والدین و یا آموزگاران حرفه‌ای صورت می‌پذیرد، به‌جای آنکه، در فضای مدارس عمومی یا خصوصی انجام گیرد.

بسیاری از خانواده‌هایی که کار را با پیاده کردن ساختار آموزشی رسمی مدرسه در خانه شروع می‌کنند، معمولاً به روش‌هایی برای ترویج آموزش در خارج از مدرسه روی می‌آورند که رسمیت کمتری دارند. آموزش در خانه (Homeschooling)، اصطلاحی است که استفاده از آن در آمریکای شمالی رایج است، درحالی‌که اصطلاح home education (با همان معنا) بیشتر در بریتانیا، سایر مناطق اروپا و در بسیاری از کشورهای دیگر رواج دارد.

قبل از تصویب قوانین اجباری شرکت در مدرسه، بخش اعظم آموزش‌های دوران کودکی توسط خانواده یا جامعه انجام می‌شد. در بسیاری از کشورها، تدریس در خانه، به معنای امروزی آن، به‌عنوان جایگزینی برای شرکت در مدارس دولتی و خصوصی تلقی شده و یک گزینه قانونی برای والدین به شمار می‌رود. اما در کشورهای دیگر، آموزش در خانه غیرقانونی بوده و یا محدود به شرایط خاصی است که در مطلبی تحت عنوان «وضعیت بین‌المللی آموزش در خانه و آمار و ارقام مربوط به آن» مورداشاره قرارگرفته است. بر طبق نظرسنجی‌های مرکز ملی آموزش خانگی در آمریکا، حدود سه درصد از کودکان در آمریکا در فاصله بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ از آموزش در خانه استفاده کرده‌اند و از سال ۲۰۱۶ تاکنون در آمریکا حدود ۲/۳ میلیون دانش‌آموز آموزش‌دیده در خانه وجود داشته است (بریان، ۲۰۱۶).

مطالعات نشان داده است که از میان این کودکان، ۸۳ درصد سفیدپوست، ۵ درصد سیاه‌پوست و ۷ درصد بومی آمریکای لاتین و حدود ۲ درصد نیز آسیایی و یا از جزایر اقیانوس آرام بوده‌اند.

مدرسه در منزل
آموزش در خانه

انگیزه‌های آموزش در خانه

والدین دو انگیزه اصلی را برای آموزش در خانه مورداشاره قرار می‌دهند:
1.نارضایتی از مدارس و علاقه به مشارکت بیشتر در فرایند یادگیری و رشد فرزندان خود.
2.نارضایتی والدین از مدارس موجود، نگرانی دربارهٔ محیط مدرسه، کیفیت تدریس، برنامه آموزشی، زورگویی‌های سیستم آموزشی و نیز عدم اعتماد به توانایی مدرسه در برآوردن نیازهای خاص فرزندان آن‌ها ناشی می‌شود.

بعضی از والدین آموزش در خانه را ازاین‌جهت انتخاب می‌کنند که بتوانند کنترل و نظارت بیشتری بر ماهیت و کیفیت محتوای تدریس شده داشته باشند و بدین‌وسیله استعدادهای فردی فرزندان خود را بهتر پرورش دهند، آموزش‌های مذهبی و اخلاقی مدنظر خودشان را ارائه دهند و از مزیت آموزش رودررو (یک‌به‌یک) بهره‌مند شوند؛ چراکه این نوع آموزش به کودک این امکان را می‌دهد که زمان بیشتری را صرف فعالیت‌های دوران کودکی، جامعه‌پذیری و یادگیری غیردانشگاهی بنماید.

بسیاری از والدین نیز تحت تأثیر فلسفه‌های آموزشی افراد دیگری چون سوزان ساترلند ایساکس، شارلوت میسون، جان هولت و سر کنت رابینسون قرار دارند.

همچنین آموزش در خانه را می‌توان یکی از عوامل تأثیرگذار در انتخاب سبک تربیتی دانست.

آموزش در خانه می‌تواند گزینه‌ای برای خانواده‌های زیر باشد
•ساکن در مناطق روستایی دورافتاده
•آن‌هایی که موقتاً در خارج از کشور اقامت دارند
•کسانی که مرتب در سفر به سر می‌برند.

بسیاری از ورزشکاران جوان، هنرپیشه‌ها و موسیقیدان‌ها در خانه درس خوانده‌اند تا بتوانند خود را با برنامه‌های آموزشی و تمرینی خود وفق دهند. آموزش در خانه را می‌توان با مربیگری و کارآموزی هم مرتبط دانست که در آن یک معلم خصوصی سال‌ها با شاگرد خود کار می‌کند تا به‌خوبی او را پرورش دهد. در سالیان اخیر، آموزش در خانه در آمریکا رواج بیشتری یافته و درصد کودکان بین سنین ۵ تا ۱۷ سال که از آموزش در خانه بهره می‌برند، از ۱/۷ درصد در سال ۱۹۹۹ به ۳ درصد در سال تحصیلی ۱۲–۲۰۱۱ افزایش یافته است.

http://raveshtadris.com/آموزش-در-خانه/
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو